منتخب المسائل - الحكيم، السيد محمد سعيد - الصفحة ٣٤٦ - سوّم شير دادن (رضاعى)
هر وقت نياز به غذا پيدا كند، فقط از پستان او شير بخورد، از پستان ديگرى شير نخورد و غذاى ديگر نيز نخورد.
٣) آن مقدار از پستان يك زن شير بخورد كه گوشت و استخوانش با شير او استحكام پيدا كند، و به صورت محسوس با شير او رشد و نموّ كند. اگرچه در ميان آنها غذاى ديگرى هم بخورد، يا از پستان زن ديگرى هم شير بخورد. مگر اينكه بهقدرى فاصله بيفتد كه رشد و نمو كودك عرفا به شير آن زن مستند نباشد.
٤- شير خوردن از پستان يك زن باشد، پس اگر بچهاى آن مقدار لازم را از پستان دو زن بخورد نشر حرمت نمىكند، اگرچه هر دو يك شوهر داشته باشند و شير هر دو زن مربوط به يك شوهر باشد. حتى نسبت به آن مرد نيز محرميّت ايجادنمىشود.
٥- بايد شير مربوط به زايمان باشد، پس اگر از پستان زنى بدون زايمان شير جارى شود، اين شير نشر حرمت نمىكند.
(مسأله ١٦٣٣) در مورد نشر حرمت كردن شير مربوط به زايمانى كه از راه نامشروع نطفهاش منعقد شود، اشكال هست.
٦- شير خوردن پيش از رسيدن كودك به دو سالگى باشد.
(مسأله ١٦٣٤) بنابر احتياط واجب بايد از زايمان آن زن نيز دو سال نگذشته باشد و كودك قبلًا از شير گرفته نشده باشد.
(مسأله ١٦٣٥) اگر بچّهاى با شرايط ياد شده از پستان زنى شير بخورد، فرزند آن زن و فرزندِ شوهر او (صاحب شير) به شمار مىآيد و همه احكام پدر و مادر واقعى (نَسَبى) براى آنها حاصل مىشود.
(مسأله ١٦٣٦) فرزندان زنِ شيرده و فرزندان شوهرش، برادران و خواهرانِ شيرخوار؛ پدران و مادرانشان، پدربزرگ و مادربزرگ او؛ برادران و خواهرانشان نيز عموها و عمّهها، دايىها و خالههاى او به حساب مىآيند؛ و هكذا.