منتخب المسائل - الحكيم، السيد محمد سعيد - الصفحة ٢٧٥ - احكام قرض و بدهى
احكام قرض و بدهى
«قرض» عبارت است از قراردادى كه نتيجهاش تمليك مال است به ديگرى با شرط ضمان.
ولى «بدهى» چيزى است كه ذمّه انسان به آن مشغول باشد. خواه به وسيله عقد باشد، مانند بدهى مربوط به قرض، بهاى كالاى خريدارى شده، كابين مدّتدار، اجرت اجاره و كالاى فروخته شده به صورت پيش فروش. و يا بدون عقد باشد، مانند بدل اشياء تلف شده و ضمانت آور.
(مسأله ١٣٢٣) در قرض همانند هر عقد ديگر بايد طرفين حق تصرّف در اموال خود را داشته باشند، يعنى كودك، ديوانه و سفيه نباشند. وگرنه عقد نافذ نيست، و بايد قرض دهنده بر مالى كه قرض مىدهد تسلط داشته باشد.
(مسأله ١٣٢٤) در قرض، بايد قرض گيرنده مال را تحويل بگيرد و پيش از آن مالك آن مال نمىشود.
(مسأله ١٣٢٥) هنگامى كه قرارداد قرض بسته شد و قرض گيرنده مال را قبض نمود، عقد لازم مىشود و هيچ كدام حق فسخ يكجانبه ندارند. اگر قرض دهنده پيش از فرا رسيدن مدّت قرض، مال خودش را مطالبه كند، بر قرض گيرنده واجبنيست كه اجابت كند.
(مسأله ١٣٢٦) پس از تحقّق قرض، قرض گيرنده مىتواند عين مال را به صاحبش برگرداند، ولى اگر پيش از فرا رسيدن مدّت بخواهد آن را فسخ كند و قرض خود را پرداخت نمايد، بر قرض دهنده واجب نيست كه آن را بپذيرد.