منتخب المسائل - الحكيم، السيد محمد سعيد - الصفحة ١٩٨ - برخى از محرمات
٢٨) بودن انسان از كسانى كه مردم از شرّ او در امان نباشد و از زبان او در هراس باشند.
٢٩) تكبّر و فخر فروشى بر مردم و خود را برتر از آنها پنداشتن.
٣٠) اسراف و ولخرجى، و آن عبارت است از مرز نشناختن در هزينه كردن بدون انگيزه عقلائى، كه تباه كردن مال به شمار آيد.
٣١) جنگ و ستيز با دوستان خدا و هميارى و هم سوئى با دشمنان خدا.
٣٢) اشتغال به كارهاى بيهوده. مثل زدن تار، طبل، نى، سرنا، فلوت و ديگر آلات موسيقى، كه مبتنى بر طرب و التذاد باشد و انسان را از حالت جدّى خارج نموده، به نوعى سبكى برخاسته از غرائز نفسانى واداشته، با تنظيم آهنگهاى موسيقياو را در مسيرى كه مورد نظر باشد، از شادى و سرور، غم و اندوه، نخوت و غرور، و يا غير آنها از هواهاى منظور قرار دهد.
٣٣) غناء و آن صورت مشتمل بر كشيدن صدا با آهنگ خاص مىباشد، كه خاصيّت آن ايجاد طرب به قصد لذّت و سرگرمى مىباشد، آنگونه كه در فراز بالا گفته شد.
٣٤) اصرار كردن بر گناهان صغيره، يعنى تكرار كردن آنها به جهت بىاهميّت شمردن آنها، به طورى كه انسان ديگر خودش را براى ارتكاب آنها سرزنش نكند.
٣٥) سخن چينى و دو به هم زنى، و آن عبارت از اين كه انسان بدگوئى ديگرى را در حق شخصى براى او نقل كند.
٣٦) ريا، كه برخى از مسائل آن در مبحث وضو بيان گرديد.
٣٧) نيرنگ زدن به مؤمن، از طريق خلاف جلوه دادن چيزى بر او، كه اگر واقعيت آن را متوجه مىشد، براى انگيزه دينى يا دنيوى بر آن اقدام نمىكرد.
٣٨) كتمان شهادت، حتى در موردى كه از او نخواسته باشند كه ببيند و به هنگام لزوم گواهى دهد- بنابر احتياط واجب-.