منتخب المسائل - الحكيم، السيد محمد سعيد - الصفحة ١٧٢ - ٣) كارگزاران جمع آورى زكات
٨) ابنسبيل، يعنى مسافرى كه موجودىاش تمام شده، و قدرت بازگشت به وطن را ندارد، حتّى با فروختن كالاهاى اضافى خود، اگر چه در وطن بىنياز باشد، مشروط بر اين كه نتواند قرض كند و سفرش سفر معصيت نباشد.
(مسأله ٨٧١) مستحق زكات بايد مسلمان و مؤمن باشد و لذا به كافر و غير معتقد به ولايت اهلبيت زكات نمىرسد، حتى از سهم «مؤلّفة القلوب» بنابر احتياط واجب.
(مسأله ٨٧٢) كسى كه شيعه نبوده و زكاتش را به هم كيشان خود داده، سپس شيعه شده، بايد زكاتش را دوباره بدهد، ولى اگر به شيعه داده باشد كفايت مىكند.
(مسأله ٨٧٣) زكات را نمىتوان به شرابخوار، بلكه بنابر احتياط واجب به مرتكب گناهان بزرگتر از شرابخوارى، چون ترك نماز، داد.
(مسأله ٨٧٤) انسان نمىتواند زكاتش را به كسى كه براى او واجب النفقه مىباشد بدهد.
(مسأله ٨٧٥) افراد واجب النفقه عبارتند از:
١- پدر و مادر و نياكان
٢- فرزندان و نوادگان
٣- همسر دائمى
(مسأله ٨٧٦) انسان نمىتواند از زكات براى مخارج ضرورى افراد واجب النفقهاش هزينه كند، مگر اين كه از تأمين مخارج آنها ناتوان باشد و يا هزينههائى داشته باشند كه تأمين آنها بر او واجب نباشد، مانند پرداخت بدهىهاى آنها و يا برخى ازواجبات شرعى و عرفى آنها.
(مسأله ٨٧٧) سيّد هاشمى مىتواند زكاتش را به سيّد و غير سيّد بدهد، ولى غير سيّد نمىتواند زكاتش را به سيّد بدهد، مگر اين كه مضطرّ باشد و بنابر احتياط واجب به قدرى مضطر باشد كه اكلميته بر او جايز باشد.