شرح چهل حديث( اربعين حديث) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦١٤ - فصل در معنى سمع و بصر حق است
ولى اختصاص به اين اوصاف وجهى ندارد، بلكه مطلق اوصاف به حقيقت وجود صرف راجع است. و اين معنى منافات ندارد با اثبات اوصاف مختلفه متكثره براى ذات حق، بلكه مؤكد آن است، زيرا كه به وضوح پيوسته كه هر چه وجود به وحدت نزديكتر باشد و از افق كثرت بعيدتر و مبراتر باشد، جامعتر است نسبت به اسماء و صفات، تا آنكه به صرف وجود و حقيقت بسيطه واجبه، جلّت عظمته و عظمت قدرته، رسد كه غايت وحدت و بساطت است و مستجمع جميع كمالات و جامع تمام اسماء و صفات است و تمام مفاهيم كمال و معانى جلال و جمال بحقيقت بر او صدق كند و صدق آنها بر ذات مقدس احقّ و اولى است به جميع مراتب احقّيت و اولويت.
و اجمال بيان آنكه وحدت هر چه اقوى و اتمّ شد، صدق مفاهيم كمال بيشتر گردد و اسماء و صفات افزايش يابد. و به عكس، هر چه موجود به افق كثرت نزديكتر باشد، مفاهيم كمال به آن كمتر صدق كند، و صدق آن نيز بر آن ضعيفتر و نزديكتر و شبيهتر به مجاز باشد. [و اين به علت] آن است كه وحدت مساوق با وجود و از كمالات موجود بما هو موجود است، و معنى «مساوق» در اين حال اين است كه در مفهوم «وجود» و «وحدت» گرچه مخالف هستند، ولى در خارج حقيقت وجود عين حقيقت وحدت است. چنانچه كثرت در هر جا بار اندازد، نقص و عدم و شرّ و ضعف و فتور بار اندازد. و از اين جهت است كه هر چه وجود تنزل به منازل نقص كند، كثرت از تمام مراتب وجود بيشتر است. و مقام ربوبيت و ساحت مقدس كبريايى جلّ و علا كه صرف وجود است، صرف وحدت و بساطت است و در او كثرت و تركيب به هيچ وجه راه ندارد. و در سابق اشاره كرديم به اينكه وجود اصل حقيقت كمال و سرچشمه جلال و جمال است، پس صرف وجود صرف وحدت و صرف كمال است، پس صرف وحدت نيز صرف كمال است، پس آنچه وحدتش در اعلى مرتبه باشد، جميع اسماء و صفات و كمالات بر او صادق است، و صدق هر يك بر او احقّ و اولى است. و به عكس، هر چه به كثرت نزديك شود، نقص در او زياد شود و صدق مفاهيم كمال و اسماء و صفات بر او ناقص آيد، و كيفيت صدق آنها نيز ضعيف شود. پس، حق تعالى جلّ جلاله داراى جميع كمالات و مستجمع جميع اسماء و صفات است بدون آنكه يكى از آنها به ديگرى راجع باشد، بلكه هر يك به حقيقت خود بر ذات مقدسش صادق باشد: سمعش و بصرش و ارادهاش و علمش همه به معانى حقيقيه است بدون آنكه كثرت در ذات مقدس به وجهى از