شرح چهل حديث( اربعين حديث) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٧٤ - فصل در حقيقت ورع و مراتب آن
دانست آن است كه ورع از محارم اللّه پايه تمام كمالات معنويه و مقامات اخرويه است، و از براى هيچ كس مقامى حاصل نشود، مگر به ورع از محارم اللّه. و قلبى كه داراى ورع نباشد، به طورى زنگار و كدورت او را فرو مىگيرد كه اميد نجات بسا باشد كه از آن منقطع گردد. صفاى نفوس و صقالت آنها به ورع است. و اين منزل براى عامه مهمترين منازل است، و تحصيل آن از مهمات مسافر طريق آخرت است. و فضيلت آن به حسب اخبار اهل بيت عصمت، عليهم السلام، بيش از آن است كه در اين اوراق مذكور گردد. و ما به ذكر بعض احاديث در اين باب اكتفا مىكنيم و طالب بيشتر به كتب اخبار رجوع نمايد.
كافى بإسناده عن أبي عبد اللّه، عليه السّلام، قال: أوصيك بتقوى اللّه، و الورع، و الاجتهاد. و اعلم أنّه لا ينفع اجتهاد لا ورع فيه. [١] فرمود حضرت صادق، عليه السلام به راوى: «وصيت مىكنم تو را به پرهيزگارى و ورع، و جدّيت در عبادت. و بدان كه جديت در عبادت فايده ندارد در صورتى كه ورع در آن نباشد.» و به اين مضمون باز روايت است. [٢] و اين دليل بر آن است كه عبادات بدون ورع از درجه اعتبار ساقط است. و معلوم است نكته بزرگ عبادات، كه انقياد نفس و ارتياض آن است و قهر ملكوت است بر ملك و طبيعت، بدون ورع شديد و پرهيزگارى كامل حاصل نشود نفوسى كه مبتلاى به معاصى خدا هستند، نقشى در آنها صورت نگيرد و نقاشى بيفايده است. تا صفحه را از كدورات و كثافات پاك و صاف نكنى، نقاشى نتوان كرد. پس، عبادات، كه صورت كماليه نفس است، بدون صفاى نفس از كدورت معاصى فايدهاى نكند، و صورتى است بيمعنى و قالبى است بيروح.
و بإسناده عن يزيد بن خليفة، قال و عظنا أبو عبد اللّه، عليه السّلام، فأمر و زهّد، ثمّ قال: عليكم بالورع، فإنّه لا ينال ما عند اللّه إلّا بالورع. [٣] راوى گويد: «موعظه فرمود ما را جناب صادق، عليه السلام، و فرمايشاتى فرمود و دعوت به زهد دنيا كرد، و پس از آن فرمود: «بر شما باد به ورع، زيرا كه نيل نشود آنچه نزد خداوند است مگر به ورع.» پس به حسب اين حديث شريف، انسانى كه ورع ندارد از كراماتى كه حق تعالى وعده به بندگان فرموده محروم است.
و اين از بزرگترين خذلانها و شقاوتهاست.
[١] اصول كافى، ج ٢، ص ٧٨، «كتاب ايمان و كفر»، باب الورع، حديث ١١.
[٢] منبع پيشين، حديث ١، ٣- ٤.
[٣] اصول كافى، ج ٢، ص ٧٦، «كتاب ايمان و كفر»، «باب الورع»، حديث ٣.