شرح چهل حديث( اربعين حديث) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٦٨ - الحديث التاسع و العشرون
ترجمه «ابن عمّار گويد شنيدم از حضرت صادق، عليه السلام كه مىفرمود در وصيت پيغمبر، صلّى اللّه عليه و آله، به على، عليه السلام، اين بود كه فرمود: «اى على، سفارش مىكنم تو را در جان خودت به خويهايى، نگاهدار آنها را از من.» پس از آن گفت: «خداوندا، اعانت فرما او را. اما اوّلى، راست گفتارى است. خارج نشود از دهان تو دروغى هيچگاه. و دومى پرهيزگارى است. و جرئت مكن بر خيانت هرگز. سوم، ترسناكى از خداوند است چنانچه گويى او را مىبينى. چهارم گريه بسيار از ترس خداوند است. بر پا مىشود براى توبه هر قطره اشكى هزار خانه در بهشت. پنجم، بخشيدن تو است مال و خونت را در راه دينت. ششم، گرفتن طريقه من است در نماز و روزه و صدقهام: اما نماز پنجاه ركعت، اما روزه پس سه روز در ماه: پنجشنبه در اول، و چهارشنبه در وسط، و پنجشنبه در آخر آن، و اما صدقه به قدر طاقت خود تا آنكه گويى اسراف كردم و حال آنكه اسراف نكردى. و ملازم باش با نماز شب، و ملازم [باش] با نماز شب، و ملازم باش با نماز شب. و بر تو [باد] به نماز ظهر، و بر تو باد به نماز ظهر، و بر تو باد به نماز ظهر. و بر تو باد به خواندن قرآن در هر حال. و بر تو باد به بلند نمودن دستهاى خود را در نماز و برگرداندن آنها را. و بر تو باد به مسواك نمودن در نزد هر وضويى. و بر تو باد نيكوييهاى اخلاق، پس آن را ارتكاب كن، و بديهاى اخلاق، پس از آنها دورى كن. پس اگر نكردى، ملامت مكن مگر خود را.» شرح «خصال» جمع «خصلت است و به معناى خوى است، چنانچه در صراح است. و بنابراين، استعمال آن در مطلق افعال و اخلاق، چنانچه در اين حديث شريف و غير آن وارد است، مجاز است. و شايد خصلت اعمّ از خوى باشد، تا در اين نحو استعمالات به طريق حقيقت باشد.
قوله: الورع، به فتح راء، و «رعة» مصدر «ورع يرع»، به كسر راء، در هر دو است، به معناى تقوى يا شدت تقوى و كمال پرهيزگارى است. و شايد از ورّعته توريعا، أى كففته اخذ شده باشد، زيرا كه ورع در حقيقت كفّ نفس و نگاهدارى آن است از تعدّى از حدود شرع و عقل. يا از ورّع به معناى ردّ مأخوذ باشد. يقال:
ورّعت الإبل عن الماء. إذا رددته، زيرا كه نفس را ردّ مىكنى از مشتهيات خود و ارتكاب آنها.
له: لا تجترئ از باب «افتعال» به معناى جسارت و شجاعت و كثرت اقدام