شرح چهل حديث( اربعين حديث)
(١)
مقدمة
١ ص
(٢)
مقدمة المؤلف
٢ ص
(٣)
الحديث الأوّل
٣ ص
(٤)
مقام اوّل
٥ ص
(٥)
فصل اشاره به مقام اوّل نفس
٥ ص
(٦)
فصل در تفكّر است
٦ ص
(٧)
فصل در عزم است
٧ ص
(٨)
فصل
٨ ص
(٩)
فصل در «مشارطه» و «مراقبه» و «محاسبه» است
٩ ص
(١٠)
فصل در تذكّر است
١٠ ص
(١١)
مقام دوم
١٢ ص
(١٢)
فصل نزاع جنود رحمانى و شيطانى باطنى نفس
١٢ ص
(١٣)
فصل در اشاره به بعضى قواى باطنيه است
١٤ ص
(١٤)
فصل در بيان جلوگيرى انبيا از اطلاق طبيعت
١٦ ص
(١٥)
فصل در بيان ضبط خيال است
١٧ ص
(١٦)
فصل در موازنه است
١٨ ص
(١٧)
فصل در معالجه مفاسد اخلاقيه
٢٤ ص
(١٨)
فصل
٢٦ ص
(١٩)
الحديث الثانى
٣٥ ص
(٢٠)
مقام اوّل در آن چند فصل است
٣٦ ص
(٢١)
فصل
٣٦ ص
(٢٢)
فصل در بيان آنكه علم غير از ايمان است
٣٧ ص
(٢٣)
فصل در وخامت امر ريا
٣٨ ص
(٢٤)
فصل يك تنبه علمى براى قلع ماده ريا
٣٩ ص
(٢٥)
فصل در دعوت به اخلاص است
٤٢ ص
(٢٦)
مقام دوم و در آن دو فصل است
٤٤ ص
(٢٧)
فصل اوّل
٤٤ ص
(٢٨)
فصل دوم
٤٦ ص
(٢٩)
مقام سوم ريا در آن چند فصل است
٤٧ ص
(٣٠)
فصل
٤٧ ص
(٣١)
فصل در دقت امر ريا
٤٨ ص
(٣٢)
فصل در دعوت به اخلاص است
٥١ ص
(٣٣)
فصل در بيان حديث علوى
٥٥ ص
(٣٤)
تتمه
٥٨ ص
(٣٥)
الحديث الثّالث
٦١ ص
(٣٦)
فصل در مراتب عجب
٦٣ ص
(٣٧)
فصل در اينكه اهل فساد نيز گاهى عجب به فساد مىكنند
٦٥ ص
(٣٨)
فصل در بيان آن كه مكائد شيطان از روى ميزان است
٦٦ ص
(٣٩)
فصل در مفاسد عجب است
٦٧ ص
(٤٠)
فصل در بيان آنكه منشأ عجب حب نفس است
٧١ ص
(٤١)
الحديث الرابع
٧٩ ص
(٤٢)
فصل در بيان درجات كبر است
٨٠ ص
(٤٣)
فصل در سبب اصلى تكبر است
٨٢ ص
(٤٤)
فصل در مفاسد كبر است
٨٥ ص
(٤٥)
فصل در بيان بعضى از موجبات كبر است
٨٩ ص
(٤٦)
فصل در بيان علاج تكبر است
٩٣ ص
(٤٧)
فصل در اين كه حسد گاهى مبدأ تكبر است
٩٩ ص
(٤٨)
الحديث الخامس
١٠٥ ص
(٤٩)
فصل در ذكر بعضى از موجبات حسد است
١٠٦ ص
(٥٠)
فصل در بعضى از مفاسد حسد است
١٠٨ ص
(٥١)
فصل در بيان ريشه فسادهاى اخلاقى است
١١٢ ص
(٥٢)
فصل در بيان علاج عملى حسد است
١١٣ ص
(٥٣)
فصل در ذكر حديث «رفع»
١١٤ ص
(٥٤)
الحديث السادس
١١٩ ص
(٥٥)
فصل بيان كلام مولانا مجلسى (ره) در حقيقت دنياى مذمومه
١٢٠ ص
(٥٦)
فصل در بيان سبب زياد شدن حب دنيا
١٢٢ ص
(٥٧)
فصل در بيان تأثير حظوظ دنيويه در قلب و مفاسد آن
١٢٣ ص
(٥٨)
فصل
١٢٧ ص
(٥٩)
الحديث السابع
١٣٣ ص
(٦٠)
فصل در بيان فوايد قوه غضبيه
١٣٤ ص
(٦١)
فصل در بيان مذمت افراط در غضب
١٣٥ ص
(٦٢)
فصل در بيان علاج غضب در حال اشتعال آن
١٣٩ ص
(٦٣)
فصل در بيان علاج غضب است به قلع اسباب آن
١٤١ ص
(٦٤)
الحديث الثامن
١٤٥ ص
(٦٥)
فصل در بيان مفاسد عصبيت است
١٤٦ ص
(٦٦)
فصل در بيان صورت ملكوتيه عصبيت
١٤٨ ص
(٦٧)
فصل در عصبيتهاى اهل علم است
١٥١ ص
(٦٨)
الحديث التاسع
١٥٥ ص
(٦٩)
فصل در بيان مراتب نفاق است
١٥٦ ص
(٧٠)
فصل
١٥٧ ص
(٧١)
فصل در علاج نفاق است
١٥٨ ص
(٧٢)
فصل در بيان بعض اقسام نفاق است
١٥٩ ص
(٧٣)
الحديث العاشر
١٦٧ ص
(٧٤)
مقام اول در ذمّ اتّباع هواى نفس و در آن چند فصل است
١٦٨ ص
(٧٥)
فصل در بيان آنكه انسان در ابتدا امر حيوان بالفعل است
١٦٨ ص
(٧٦)
فصل در ذمّ اتّباع هوى است
١٧٠ ص
(٧٧)
فصل در تعداد هواهاى نفسانيه است
١٧٣ ص
(٧٨)
مقام دوم در بيان ذمّ طول امل است و در آن دو فصل است
١٧٤ ص
(٧٩)
فصل در بيان آنكه طول امل موجب نسيان آخرت است
١٧٤ ص
(٨٠)
فصل
١٧٥ ص
(٨١)
الحديث الحادى عشر
١٧٩ ص
(٨٢)
فصل در معنى فطرت است
١٨٠ ص
(٨٣)
فصل در تشخيص احكام فطرت است
١٨٠ ص
(٨٤)
فصل در اشاره اجماليه به احكام فطريات
١٨١ ص
(٨٥)
مقام اول در بيان آنكه اصل وجود مبدأ متعال جلّ و علا از فطريات است
١٨٢ ص
(٨٦)
مقام دوم در بيان آنكه توحيد حق و ديگر صفات او فطرى است
١٨٥ ص
(٨٧)
مقام سوم در بيان آنكه معاد از فطريات است
١٨٦ ص
(٨٨)
الحديث الثانى عشر
١٨٩ ص
(٨٩)
فصل در بيان فضيلت تفكر است
١٩١ ص
(٩٠)
تتميم در بيان تفكر ممنوع و مرغوب در ذات حق
١٩٢ ص
(٩١)
فصل در تفكر در مصنوع است
١٩٥ ص
(٩٢)
فصل در تفكر در احوال نفس است
١٩٨ ص
(٩٣)
فصل در فضيلت بيدارى شب است
٢٠٢ ص
(٩٤)
فصل در بيان تقوى است
٢٠٦ ص
(٩٥)
فصل در بيان تقواى عامه
٢٠٧ ص
(٩٦)
الحديث الثالث عشر
٢١٣ ص
(٩٧)
فصل در بيان معانى توكل است و درجات آن
٢١٤ ص
(٩٨)
فصل در بيان فرق بين توكل و رضاست
٢١٧ ص
(٩٩)
فصل در فرق بين تفويض و توكل و ثقه
٢١٨ ص
(١٠٠)
الحديث الرابع عشر
٢٢١ ص
(١٠١)
فصل در بيان آنكه انسان عارف را دو نظر است
٢٢٢ ص
(١٠٢)
فصل در قصور ممكن از قيام به عبادت حق
٢٢٤ ص
(١٠٣)
فصل در فرق بين رجا و غرور است
٢٢٧ ص
(١٠٤)
فصل در لمّيّت موازنه خوف و رجا
٢٢٩ ص
(١٠٥)
الحديث الخامس عشر
٢٣٥ ص
(١٠٦)
فصل در بيان معنى امتحان و نتيجه آن و چگونگى نسبت آن به ذات مقدّس حق تعالى حسب مناسبت و گنجايش اين اوراق
٢٣٧ ص
(١٠٧)
فصل در بيان نكته شدّت ابتلا انبياء و اوصياء و مؤمنين
٢٣٩ ص
(١٠٨)
فصل
٢٤٢ ص
(١٠٩)
فصل در بيان آنكه دنيا دار ثواب و عقاب حق تعالى نيست
٢٤٥ ص
(١١٠)
فصل در اينكه شدت بليّات روحيه تابع شدت ادراك است
٢٤٦ ص
(١١١)
الحديث السادس عشر
٢٥٣ ص
(١١٢)
فصل در بيان آنكه اسارت شهوت منشأ همه اسارتهاست
٢٥٥ ص
(١١٣)
فصل
٢٥٨ ص
(١١٤)
فصل در معناى صبر و در بيان آنكه صبر نتيجه حريت از قيد نفس است
٢٥٩ ص
(١١٥)
فصل در نتايج صبر است
٢٦١ ص
(١١٦)
فصل در درجات صبر
٢٦٥ ص
(١١٧)
فصل در بيان درجات صبر اهل معرفت
٢٦٧ ص
(١١٨)
الحديث السّابع عشر
٢٧١ ص
(١١٩)
در حقيقت توبه است
٢٧٢ ص
(١٢٠)
فصل نكته مهمه
٢٧٢ ص
(١٢١)
نكته مهمه
٢٧٤ ص
(١٢٢)
فصل در اركان توبه
٢٧٥ ص
(١٢٣)
فصل در شرايط توبه است
٢٧٧ ص
(١٢٤)
فصل در نتيجه استغفار
٢٨١ ص
(١٢٥)
فصل در تفسير توبه نصوح
٢٨٢ ص
(١٢٦)
تكميل در بيان آنكه تمام موجودات را علم و حيات است
٢٨٣ ص
(١٢٧)
الحديث الثامن عشر
٢٨٧ ص
(١٢٨)
در احاطه قيّومى حق تعالى
٢٨٨ ص
(١٢٩)
فصل
٢٨٩ ص
(١٣٠)
فصل در فرق بين منزل تفكر و تذكر است
٢٩٠ ص
(١٣١)
فصل در بيان آنكه ذكر تام آن است كه حكمش به تمام مملكت سرايت كند
٢٩٢ ص
(١٣٢)
فصل در ذكر بعض احاديث در فضيلت ذكر خدا
٢٩٣ ص
(١٣٣)
الحديث التاسع عشر
٢٩٩ ص
(١٣٤)
فصل در تعريف غيبت است
٣٠٠ ص
(١٣٥)
فصل
٣٠٣ ص
(١٣٦)
فصل در بيان ضررهاى اجتماعى غيبت
٣٠٩ ص
(١٣٧)
فصل در بيان علاج اين موبقه است
٣١١ ص
(١٣٨)
فصل در بيان آنكه ترك غيبت در موارد جايز اولى است
٣١٣ ص
(١٣٩)
فصل در بيان آنكه استماع غيبت حرام است
٣١٥ ص
(١٤٠)
تتميم كلام شهيد ثانى رحمه اللّه
٣١٦ ص
(١٤١)
الحديث العشرون
٣٢١ ص
(١٤٢)
فصل
٣٢٢ ص
(١٤٣)
در اشاره به توجيه نسبت ابتلا به حق تعالى
٣٢٣ ص
(١٤٤)
فصل در بيان آنكه «خشيت» و «نيت صادقانه» موجب صواب عمل است
٣٢٤ ص
(١٤٥)
فصل در تعريف اخلاص
٣٢٨ ص
(١٤٦)
فصل در بيان اخلاص بعد از عمل است
٣٢٩ ص
(١٤٧)
الحديث الحادى و العشرون
٣٣٧ ص
(١٤٨)
فصل در توجيه عرفانى از آيه شريفه
٣٤١ ص
(١٤٩)
فصل در حقيقت شكر است
٣٤٣ ص
(١٥٠)
فصل در چگونگى شكر است
٣٤٥ ص
(١٥١)
تكمله در فضيلت شكر از طريق نقل
٣٤٧ ص
(١٥٢)
تتميم
٣٤٩ ص
(١٥٣)
فصل
٣٥٠ ص
(١٥٤)
الحديث الثانى و العشرون
٣٥٧ ص
(١٥٥)
فصل
٣٦١ ص
(١٥٦)
فصل
٣٦٣ ص
(١٥٧)
الحديث الثالث و العشرون
٣٦٧ ص
(١٥٨)
فصل
٣٧٢ ص
(١٥٩)
فصل
٣٧٤ ص
(١٦٠)
فصل
٣٧٨ ص
(١٦١)
فصل
٣٨٠ ص
(١٦٢)
الحديث الرابع و العشرون
٣٨٥ ص
(١٦٣)
فصل
٣٨٦ ص
(١٦٤)
فصل
٣٩٠ ص
(١٦٥)
فصل
٣٩٢ ص
(١٦٦)
فصل
٣٩٥ ص
(١٦٧)
فصل
٣٩٦ ص
(١٦٨)
الحديث الخامس و العشرون
٣٩٩ ص
(١٦٩)
فصل
٤٠١ ص
(١٧٠)
فصل
٤٠٥ ص
(١٧١)
الحديث السادس و العشرون
٤١١ ص
(١٧٢)
فصل در بيان آنكه كسى كه سلوك طريق علم كند حق تعالى او را سلوك طريق جنت دهد
٤١٢ ص
(١٧٣)
نكته مهمه
٤١٣ ص
(١٧٤)
فصل در بيان آنكه فرشتگان بالهاى خويش را براى طالب علم فرش كنند
٤١٤ ص
(١٧٥)
فصل در بيان آنكه تمام سكنه آسمان و زمين استغفار مىكنند براى طالب علم
٤١٦ ص
(١٧٦)
فصل در بيان آنكه فضل عالم بر عابد مثل فضل ماه است در شب بدر كه شب سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم است بر ساير ستارگان
٤١٨ ص
(١٧٧)
فصل در بيان آنكه علما ورثه انبيا عليهم السلام هستند
٤٢٠ ص
(١٧٨)
الحديث السابع و العشرون
٤٢٥ ص
(١٧٩)
فصل
٤٢٦ ص
(١٨٠)
فصل
٤٣٣ ص
(١٨١)
فصل
٤٣٧ ص
(١٨٢)
فصل در بيان آنكه تفرغ براى عبادت موجب غناى قلب شود
٤٤٤ ص
(١٨٣)
نكته
٤٤٦ ص
(١٨٤)
الحديث الثامن و العشرون
٤٥١ ص
(١٨٥)
فصل در لقاء اللّه و كيفيت آن است
٤٥٣ ص
(١٨٦)
فصل در بيان آنكه در وقت مردن بعضى از احوال غيب بر او مكشوف شود
٤٥٧ ص
(١٨٧)
فصل در معنى حبّ و بغض حق تعالى است
٤٦٣ ص
(١٨٨)
الحديث التاسع و العشرون
٤٦٧ ص
(١٨٩)
مقدمه
٤٦٩ ص
(١٩٠)
فصل در مفاسد دروغ است
٤٧٠ ص
(١٩١)
فصل در حقيقت ورع و مراتب آن
٤٧٣ ص
(١٩٢)
تتميم در بيان مفاسد خيانت و حقيقت امانت
٤٧٥ ص
(١٩٣)
در اشاره به بعضى امانات حق است
٤٧٩ ص
(١٩٤)
فصل در بيان خوف از حق تعالى
٤٨١ ص
(١٩٥)
در بيان اختلاف مردم در حفظ حضور حق
٤٨٢ ص
(١٩٦)
در فضيلت گريه است
٤٨٣ ص
(١٩٧)
در بيان رفع استبعاد از آن است كه به عمل حقير ثواب بزرگ دهند
٤٨٤ ص
(١٩٨)
فصل در بيان عدد نوافل
٤٨٦ ص
(١٩٩)
در بيان استحباب سه روز روزه در هر ماه
٤٨٧ ص
(٢٠٠)
در بيان فضيلت صدقه است
٤٨٨ ص
(٢٠١)
در بيان نكته ديگر
٤٩١ ص
(٢٠٢)
در بيان يكى از اسرار صدقه
٤٩٢ ص
(٢٠٣)
تتمه
٤٩٢ ص
(٢٠٤)
ختام
٤٩٣ ص
(٢٠٥)
فصل در فضيلت نماز شب
٤٩٤ ص
(٢٠٦)
در بيان صلاة وسطى
٤٩٤ ص
(٢٠٧)
فصل در فضيلت تلاوت قرآن است
٤٩٧ ص
(٢٠٨)
در بيان آنكه عبادت در جوان تأثير كند
٤٩٩ ص
(٢٠٩)
در آداب قرائت است
٤٩٩ ص
(٢١٠)
در اخلاص در قرائت است
٥٠٠ ص
(٢١١)
در معنى ترتيل است
٥٠٣ ص
(٢١٢)
فصل در بيان رفع يد در نماز و تقليب آن است
٥٠٤ ص
(٢١٣)
در بيان سرّ رفع يدين است
٥٠٥ ص
(٢١٤)
در تنبّه به يكى از مكايد شيطان است
٥٠٧ ص
(٢١٥)
فصل در فضيلت مسواك است
٥٠٨ ص
(٢١٦)
فصل در بيان مبادى محاسن اخلاق و مساوى آن كه در ذيل وصيت رسول اكرم، صلّى اللّه عليه و آله، است
٥٠٩ ص
(٢١٧)
الحديث الثّلاثون
٥٢٥ ص
(٢١٨)
مقدمه در ترغيب به اصلاح قلب
٥٢٦ ص
(٢١٩)
فصل در بيان آنكه تقسيم قلوب راجع به چه چيز است
٥٢٨ ص
(٢٢٠)
در بيان وجه حصر قلوب
٥٢٩ ص
(٢٢١)
فصل در بيان حالات قلوب است
٥٣٠ ص
(٢٢٢)
در بيان آنكه قلب مؤمن ازهر است
٥٣٠ ص
(٢٢٣)
در بيان آنكه مؤمن بر طريق مستقيم است
٥٣١ ص
(٢٢٤)
در بعض مكايد شيطان است
٥٣٢ ص
(٢٢٥)
تتميم در بيان قلب منافق و فرق آن با قلب مؤمن
٥٣٤ ص
(٢٢٦)
ختام در بيان آنكه غفلت از حق انتكاس قلب است
٥٣٥ ص
(٢٢٧)
الحديث الحادى و الثّلاثون
٥٣٩ ص
(٢٢٨)
فصل در بيان مراد از عدم توصيف حق
٥٤١ ص
(٢٢٩)
فصل در بيان آنكه علم به حقيقت روحانيت انبيا و اوليا به قدم فكر حاصل نشود
٥٤٤ ص
(٢٣٠)
فصل
٥٤٦ ص
(٢٣١)
فصل در بيان معنى تفويض امر به رسول خدا، صلّى اللّه عليه و آله و سلّم، چنانچه در اين حديث شريف است و احاديث كثيره ديگر نيز دلالت بر آن دارد
٥٤٨ ص
(٢٣٢)
در اشاره اجماليه به معناى «تفويض»
٥٥٠ ص
(٢٣٣)
فصل در اشاره به مقامات ائمه، عليهم السلام، است
٥٥١ ص
(٢٣٤)
در بيان حقيقت عصمت است
٥٥٢ ص
(٢٣٥)
فصل در بيان آنكه ايمان به وصف نيايد
٥٥٣ ص
(٢٣٦)
الحديث الثانى و الثلاثون
٥٥٧ ص
(٢٣٧)
فصل
٥٥٨ ص
(٢٣٨)
در جمع اخبار مقسوم بودن رزق و اخبار رجحان طلب
٥٥٩ ص
(٢٣٩)
فصل در علامتهاى صحت يقين است
٥٦٠ ص
(٢٤٠)
در بيان آنكه مردم دو طبقهاند
٥٦١ ص
(٢٤١)
فصل در نقل كلام معتزله و اشاعره و اشاره به مذهب حق
٥٦٢ ص
(٢٤٢)
فصل
٥٦٣ ص
(٢٤٣)
الحديث الثالث و الثلاثون
٥٦٧ ص
(٢٤٤)
فصل در بيان جمع اخبارى كه حثّ بر عبادات و ترك معاصى نموده با بعض اخبار كه صورتا مخالف با آن است
٥٦٨ ص
(٢٤٥)
فصل در بيان آنكه ولايت اهل بيت شرط قبولى اعمال است
٥٧٦ ص
(٢٤٦)
الحديث الرابع و الثلاثون
٥٨١ ص
(٢٤٧)
فصل در بيان توجيهاتى است كه از نسبت ترديد به حق شده
٥٨٤ ص
(٢٤٨)
در توجيه عرفانى
٥٨٥ ص
(٢٤٩)
تتميم در بيان توجيه ديگر از حديث ترديد
٥٨٧ ص
(٢٥٠)
فصل در بيان آنكه حق تعالى با فقر و غنا و غير اينها اصلاح حال مؤمنين فرمايد
٥٨٨ ص
(٢٥١)
فصل در بيان قرب فرايض و نوافل و نتيجه آن به حسب طريقه اهل ذوق و سلوك
٥٨٩ ص
(٢٥٢)
در سرّ اختلاف انبيا در نبوّت
٥٩١ ص
(٢٥٣)
فصل در نقل كلام شيخ اجلّ بهائى است
٥٩٢ ص
(٢٥٤)
در نقل كلام محقق طوسى است
٥٩٣ ص
(٢٥٥)
تتمه
٥٩٤ ص
(٢٥٦)
الحديث الخامس و الثلاثون
٥٩٧ ص
(٢٥٧)
فصل در بيان آنكه براى اسماء حق دو مقام است
٥٩٨ ص
(٢٥٨)
فصل در اشاره به مسئله جبر و تفويض
٥٩٩ ص
(٢٥٩)
فصل در بيان آنكه حق تعالى سؤال نشود از آنچه بكند و ديگر موجودات سؤال شوند
٦٠١ ص
(٢٦٠)
الحديث السادس و الثلاثون
٦٠٥ ص
(٢٦١)
فصل در بيان عينيت صفات حق با ذات است
٦٠٦ ص
(٢٦٢)
نقل و تحقيق نقل كلام حكما در تقسيم اوصاف حق
٦٠٨ ص
(٢٦٣)
در تحقيق عينيت اوصاف با ذات مقدس
٦٠٩ ص
(٢٦٤)
فصل در بيان علم قبل از ايجاد است
٦١٠ ص
(٢٦٥)
فصل در معنى سمع و بصر حق است
٦١٢ ص
(٢٦٦)
فصل در بيان كيفيت تعلق علم حق بر معلومات است
٦١٥ ص
(٢٦٧)
فصل در بيان ميزان صفات ثبوتيه و سلبيه است
٦١٦ ص
(٢٦٨)
الحديث السابع و الثلاثون
٦٢١ ص
(٢٦٩)
فصل در بيان مراد از اعرفوا اللّه باللّه
٦٢٣ ص
(٢٧٠)
دفع وهم در بيان آنكه احاديث وارده در معارف به معانى عاميه حمل نشود
٦٢٦ ص
(٢٧١)
الحديث الثامن و الثلاثون
٦٣١ ص
(٢٧٢)
فصل در بيان آنكه آدم مظهر تامّ الهى و اسم اعظم حق جلّ و علاست
٦٣٤ ص
(٢٧٣)
الحديث التاسع و الثلاثون
٦٣٩ ص
(٢٧٤)
در تحقيق خير و شرّ است
٦٤٠ ص
(٢٧٥)
فصل در بيان آنكه هر يك از خير و شرّ متعلق ايجاد و خلقت گردند و كيفيت آن، و در آن است اشاره به كيفيت وقوع شرّ در قضاى الهى
٦٤٢ ص
(٢٧٦)
فصل در كيفيت اجراى حق خيرات و شرور را به دست بندگان
٦٤٤ ص
(٢٧٧)
در ابطال جبر است
٦٤٥ ص
(٢٧٨)
الحديث الموفّى للاربعين
٦٤٩ ص
(٢٧٩)
فصل در اشاره اجماليه به تفسير سوره مباركه «توحيد»
٦٥٠ ص
(٢٨٠)
در اشاره به «بسم اللّه» است
٦٥١ ص
(٢٨١)
فصل در اشاره اجماليه به تفسير آيات شريفه سوره «حديد» تا «عليم بذات الصدور» است
٦٥٤ ص
(٢٨٢)
خاتمه
٦٥٩ ص
(٢٨٣)
دعا و ختام
٦٦٠ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص

شرح چهل حديث( اربعين حديث) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٠٢ - فصل

عليهم السلام، وارد است كيفيت وضوى رسول خدا، صلّى اللّه عليه و آله، كه با يك غسله بوده [١]. و از ضروريات فقه است اجزاء يك غرفه از براى وجه، و يك غرفه براى غسل دست راست، و يكى براى دست چپ. و اما با دو غرفه يا دو غسله محل خلاف است، [٢] حتى از صاحب وسائل استفاده شود فتواى به عدم جواز، يا تأمل در عدم جواز. [٣] و از بعضى ديگر نقل خلاف شده است [٤]، گرچه جواز دو غسله نيز محل تأمل نيست، و شهرت عظيمه‌ [١] و اخبار كثيره‌ [٢] دلالت بر استحباب آن دارد، ليكن بعيد نيست افضليت يك غسله، منتها غسله‌اى كه شاداب كند محل را.

[و ليكن‌] با سه غسله يعنى سه دفعه شستن، به طورى كه در هر دفعه موضع غسل را آب فرا گيرد، بلا اشكال بدعت و حرام و مبطل وضو است اگر با فضل آن مسح كند.

و در اخبار اهل بيت، عليهم السلام، وارد است كه غسل سوم بدعت است، و هر بدعتى در آتش است. [٥] در اين صورت، اين شخص جاهل وسواسى كه بيشتر از ده مرتبه غسل محل وضو را مى‌كند، و در هر مرتبه با دقت آب را به تمام عضو مى‌رساند، بلكه اوّل محل را خوب تر مى‌كند كه آب جريان تمام پيدا مى‌كند و غسل شرعى حاصل مى‌شود، پس از آن مكرر در مكرر اين عمل را انجام مى‌دهد، با چه ميزان بايد آن را منطبق كرد؟ آيا مطابق كدام حديث يا كدام فتواى فقيه است؟ بيست سال يا بيشتر بدبخت با همچو وضوى باطلى نماز كرده و پاى مردم كمال قدس و طهارت به حساب آورده است! شيطان با او بازى مى‌كند و نفس امّاره بالسوء او را گول مى‌زند، با اين وصف ديگران [را] تخطئه مى‌كند و خود را به صواب مى‌داند. آيا چيزى كه مخالف نصّ متواتر و اجماع علما است، بايد آن را از شيطان حساب كرد يا از كمال طهارت نفس و تقوا؟ اگر از كمال تقوا و احتياط در دين است، چه شده است كه بسيارى از اين وسواسيهاى بيجا و جاهلهاى متنسك راجع به امورى كه احتياط لازم يا راجح است احتياط نمى‌كنند؟ تا كنون كى را سراغ داريد كه شبهات راجع به اموال وسواسى باشد؟ تا كنون كدام وسواسى عوض يك مرتبه زكات يا خمس چند مرتبه داده باشد؟

و به جاى يك مرتبه حج چند مرتبه رفته باشد؟ و از غذاى شبهه‌ناك پرهيز كرده باشد؟

چه شد كه «اصالة الحلّيّة [٦]» در اين مورد محكّم است و «اصالة الطهارة [٧]» در باب خود حكم ندارد؟! با آنكه در باب حلّيّت اجتناب از شبهات راجح است، و احاديث شريفه، مثل حديث «تثليث» [٨] دلالت بر آن دارد، ولى در باب طهارت عكس آن را دارد. يكى از ائمه معصومين، سلام اللّه عليه و عليهم، وقتى كه براى قضاى حاجت‌


[١] امام صادق (ع) فرمود: و اللّه، كان وضوء رسول اللّه إلّا مرّة مرّة. (به خدا سوگند، وضوى پيامبر جز آن نبود كه بر هر عضوى يك بار آب مى‌ريخت.) وسائل الشيعة، ج ١، ص ٣٠٨، «كتاب الطهارة»، باب ٣١ از ابواب «وضو» حديث ١٠ همچنين حديث ١١ و ١٢.

[٢] در «غسله» دوم سه قول هست، اكثر فقها حكم به استحباب آن كرده‌اند، و از برخى حكم به جواز و از برخى ديگر حكم به عدم جواز نقل شده است.

[٣] چنانچه در عنوان باب مى‌فرمايد: باب إجزاء الغرفة الواحدة في الوضوء و حكم الثانية و الثالثة. وسائل الشيعة، ج ١، ص ٣٠٦، «كتاب الطهارة»، باب ٣١.

[٤] ابن ادريس حلى قائل به عدم جواز شده است. مختلف الشيعة، ج ١، ص ٢٨٢.

[٥] امام صادق (ع) فرمود: الوضوء واحدة فرض، و اثنتان لا يؤجر، و الثالث بعدة. (يك بار شستن واجب، و دو بار شستن كارى است بى‌پاداش، و سه بار شستن بدعت است.) وسائل الشيعة، ج ١، ص ٣٠٧، «كتاب الطهارة»، باب ٣١ از «ابواب وضوء»، حديث ٣. امام صادق (ع) از پيامبر نقل فرمود: كل بدعة ضلالة، و كل ضلالة في النار، (هر بدعتى گمراهى است و هر گمراهيى در آتش جاى دارد.) اصول كافى، ج ١، ص ٧٣، «كتاب فضل علم»، «باب بدعتها و رأى و قياسها»، حديث ١٢.

[٦] «اصالة الحلية»، قاعده‌اى فقهى است كه در مورد شكّ در حليّت و حرمت چيزها به كار مى‌رود. بر اساس اين قاعده حكم كرده شود و به حليت چيزى تا آنكه خلاف آن، يعنى حرمت آن، ثابت شود. از جمله مدارك اين قاعده صحيحه عبد اللّه بن سنان از امام صادق (ع) است كه فرمود: كلّ شي‌ء فيه حلال و حرام فهو لك حلال أبدا حتى تعرف الحرام منه بعينه فتدعه. (هر چيزى كه در آن حلال و حرام است همراه براى تو حلال است تا آن گاه كه حرمت همان چيز بر تو معلوم و مسلم گردد و آن را واگذارى.) وسائل الشيعة، ج ١٢، ص ٥٩، «كتاب التجارة»، باب ٤ از ابواب «ما يكتسب به»، حديث ١.

[٧] «اصالة الطهارة»، از قواعد فقهى است كه آن را در مورد مشكوك بودن چيزى به لحاظ طهارت و نجاست آن به كار برند. بر اساس اين قاعده هر چيز كه در نجس بودن آن شك هست، مادام كه نجاست آن ثابت نشود پاك است. از جمله مدارك اين قاعده، موثقة عمار از امام صادق (ع) است كه فرمود: كلّ شي‌ء نظيف حتّى تعلم أنّه قذر (هر چيزى پاك است تا آنكه ناپاكى آن را بدانى.) وسائل الشيعة، ج ٢، ص ١٠٥٤، «كتاب الطهارة»، باب ٣٧ از ابواب «نجاسات»، حديث ٤.

[٨] امام صادق (ع) فرمود: و إنّما الأمور ثلاثة: أمر بيّن رشده، فيتّبع. و أمر بيّن غيّه، فيجتنب. و أمر مشكل يردّ علمه إلى اللّه و إلى رسوله. قال رسول اللّه (ص): حلال بيّن و حرام بين، و شبهات بين ذلك. فمن ترك الشّبهات نجا من المحرّمات، و من أخذ بالشّبهات، ارتكب المحرّمات و هلك من حيث لا يعلم. (كارها سه قسم‌اند: كارى كه درستى آن روشن است كه بايد انجام شود. و كارى كه گمراهى آن روشن است كه بايد از آن دورى شود.

و كارى كه پوشيده و مشتبه است كه بايد علم آن را به خدا و پيامبرش واگذار كرد. پيغمبر (ص) فرمود: «حلال روشن و حرام روشن و در ميان آن دو امورى است مشتبه. هر كه شبهات را رها كند، از حرامها رهايى يابد، و هر كه بر شبهات رود، در حرامها افتد و از جايى كه نداند هلاك شود.) اصول كافى، ج ١، ص ٦٨- ٦٧، «كتاب العلم»، باب «اختلاف الحديث»، حديث ٩.

______________________________

[١] جواهر، ج ٢، ص ٢٦٦.

[٢] وسائل الشيعة، ج ١، ص ٢٧٣، «كتاب الطهارة»، باب ١٥ از ابواب «وضوء»، حديث ٣. و نيز همان كتاب، ج ١، ص ٣١٠، «كتاب الطهارة»، باب ٣١ از ابواب «وضوء»، حديث ٢٨- ٢٩.