شرح چهل حديث( اربعين حديث) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣٩ - الحديث الحادى و العشرون
القيامة. [١] و فرمايد: أوّل ما خلق اللّه روحي- يا- نورى [٢] و فرمايد: سبّحنا فسبّحت الملائكة، قدّسنا فقدّست الملائكة. [٣] و فرمايد: لولانا ما عرف اللّه [٤] و فرمايد:
لولاك لما خلقت الأفلاك. [٥] و فرمايد: نحن وجه اللّه. [٦] و در حديثى است كه رسول اكرم، صلّى اللّه عليه و آله، به منزله ساقه شجر است، و ائمه هدى، عليهم السلام، به منزله شاخههاى آن، و شيعيان به منزله برگ آن درخت هستند. [٧] پس زينت شجره طيبه ولايت به مظاهر است، و هر يك از مظاهر كه نقصانى يابد، در شجره طيبه نقصانى واقع گردد. پس، ذنوب جميع موجودات ذنوب ولىّ مطلق است، و حق تعالى به رحمت تامه خود و به غفران شامل خود رحمت بر نبى اكرم، صلّى اللّه عليه و آله، فرموده مىفرمايد آنچه گناه است از پيشينيان و آنچه پس از اين گناهى واقع شود، در تحت مغفرت تامه واقع گردد، و به شفاعت تو تمام دايره تحقق به سعادت كامله خود رسند، و آخر من يشفع أرحم الرّاحمين. [٨] و بر اين مسلك آيه شريفه در عداد آن آيه است كه مىفرمايد: وَ لَسَوْفَ يُعْطيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى. [٩] كه فرمودند: أرجى آية في القرآن [١٠] و بنابراين مسلك، ذنوب متقدمه ممكن است ذنوب امم سالفه باشد، زيرا كه جميع امم امت اين ذات مقدساند، و جميع دعوت انبيا دعوت به شريعت ختميه و مظاهر ولىّ مطلق هستند، و «آدم و من دونه» از اوراق شجره ولايت هستند.
توجيه دوم آن است كه سيّد مرتضى [١١]، رضى اللّه عنه، ذكر فرمودند كه «ذنب» مصدر است، و جايز است اضافه آن به فاعل و به مفعول، و در اينجا اضافه به مفعول شده و مراد آنست كه آنچه گذشته است از گناه كردن آنها تو را در منع نمودن آنها تو را از مكه و جلوگيرى نمودن از مسجد الحرام. و معنى «مغفرت» بنابراين تأويل ازاله و نسخ احكام اعداء آن سرور است از مشركين بر آن حضرت، يعنى ازاله مىفرمايد خدا آن را نزد فتح، و ستر مىفرمايد بر تو آن عار را به فتح مكه، پس زود است كه داخل مكه شوى بعد از اين. و از اين جهت قرار داده است غفران را جزاى جهاد و فايده فتح [١].
فرموده است سيّد، رحمه اللّه، اگر مراد مغفرت «ذنوب» باشد معناى معقولى از براى آيه نتوان نمود، براى اينكه مغفرت ذنوب تعلقى [به فتح] ندارد و غرض و فايده آن نمىباشد. و اما قوله: ما تقدّم و ما تأخّر مانعى ندارد كه مراد اين باشد كه آنچه در زمان سابق گذشته از افعال قبيحى كه نسبت به تو و به قوم تو كردند. [١٢]
[١] «روز حشر آدم و غير او تحت لواى من خواهند بود. بحار الانوار، ج ١٦، ص ٤٠٢، «تاريخ نبينا»، باب ١٢، حديث ١.
[٢] «نخستين چيزى كه خدا آفريد روح من (يا نور من) بود. عوالى اللئالى، ج ٤، ص ٩٩، «الجملة الثانية»، حديث ١٤٠. بحار الانوار، ج ١٥، ص ٢٤، «تاريخ نبينا»، باب ١، حديث ٤٤.
[٣] «ما خدا را تسبيح كرديم، سپس ملائكه تسبيح مىكردند، ما خدا را تقديس كرديم، سپس ملائكه تقديس مىكردند.» عيون اخبار الرضا، ج ١، ص ٢٦٣.
[٤] امام صادق (ع) فرمود: «اگر ما نبوديم خداوند شناخته نمىشد.» بحار الانوار، ج ٢٦، ص ٢٤٧، «كتاب الإمامة»، باب ٤، حديث ١٤.
[٥] «اگر تو نبودى، افلاك را نمىآفريدم. «علم اليقين، ج ١، ص ٣٨١، «فى صفات الإمام».
[٦] «وجه خدا ماييم.» التوحيد، ص ١٥٠، «باب تفسير قول اللّه عز و جل: «كل شيء هالك إلّا وجهه»، حديث ٤.
[٧] قال رسول اللّه (ص): أنا أصلها و علىّ فرعها و الأئمة أغصانها و علمنا ثمرها و شيعتنا ورقها ... الحديث.
پيغمبر (ص) فرمود: من اصل درخت هستم و على فرع آن و ائمه شاخههاى آن و علم ما ميوه آن و شيعيان ما برگهاى آن است. بحار الانوار، ج ٢٤، ص ١٣٨، كتاب الامامة، باب ٤٤، حديث ٣.
[٨] «آخرين كسى كه شفاعت كند مهربانترين مهربانان است.» علم اليقين، ج ٢، ص ١٠٨٦، «المقصد الرابع، فى الخلود».
[٩] «بزودى پروردگارت به تو عطائى كند كه خشنود شوى. (ضحى- ٦).
[١٠] « [اين آيه] اميد بخشترين آيه در قرآن است.» مجمع البيان، ذيل آيه ٥ سوره ضحى.
[١١] على بن حسين بن موسى معروف به «سيد مرتضى» و «علم الهدى» (٣٥٥- ٤٣٦ ه- ق) از بزرگان علماى اسلام و تشيع مىباشد. او جامع علوم عقلى و نقلى بوده و صاحب كمالات و فضايل بسيار است. وى در كلام و فقه و اصول و تفسير و حديث و رجال و ادبيات عرب متبحّر بوده است. از شيخ مفيد و حسين بن على بن بابويه و ديگران روايت مىكند و بسيارى از بزرگان از جمله شيخ طوسى از درس او بهره گرفتهاند. آثار بسيارى دارد. از جمله امالى، الذريعة إلى اصول الشريعة، الناصريات، الإنتصار، الشافى.
[١٢] وجوه مزبور را سيد مرتضى در تنزيه الأنبياء، شيخ طبرسى در مجمع البيان، و علّامه مجلسى در بحار الأنوار (ج ١٧، ص ٧٤- ٧٣) آوردهاند.
______________________________
[١] تنزيه الأنبياء، ص ١١٥- ١١٨.