شرح چهل حديث( اربعين حديث) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٩٧ - فصل در تفكر در مصنوع است
ضروريه است، ليكن احاطه به دقايق و لطايف آن جز خالق آن، كه علمش محيط است، احدى پيدا نكند.
چرا اين قدر دور رفتيم، اگر كسى در خلقت خود، به قدر سعه علم و طاقت خود، تفكر نمايد: اولا در مدارك ظاهره خود كه آنها بر طبق مدركات و محسوسات ساخته شده- از براى هر دسته از مدركاتى كه در اين عالم يافت مىشود قوّه ادراكى قرار داده شده، با چه وضعيت و ترتيب محيّرالعقولى، و امور معنويه را، كه با حواسّ ظاهره ادراك نتوان كرد، حواس باطنه قرار داده شد كه آنها را ادراك نمايد.
از علم الروح و قواى روحانيّه نفس، كه دست بشر از اطلاع بر آن كوتاه است، صرف نظر نما، علم بدن و تشريح و ساختمان طبيعى و خواص هر يك از اعضاى ظاهره و باطنه را در تحت نظر و فكر بياور، ببين چه نظام غريبى و ترتيب عجيبى است، با آنكه علم بشر با صدها قرن سال به هزار يك آن نرسيده و تمام علما اظهار عجز خود را با زبان فصيح مىنمايند، با اينكه بدن اين انسان در مقابل ديگر موجودات زمين يك ذره ناقابلى است، و زمين و همه موجودات آن در مقابل نظام شمسى قدر قابلى ندارد، و تمام منظومه شمسى ما در مقابل منظومات شمسيه ديگر قدر محسوسى ندارد، و تمام اين نظامات كليه و جزئيه با يك ترتيب منظم و نظام مرتبى بنا شده است كه به ذرهاى از آن كسى ايراد نتواند كرد، و عقول تمام بشر از فهم دقيقهاى از دقايق آن عاجز است. آيا پس از اين تفكر، عقل شما محتاج به مطلب ديگرى است براى آنكه اذعان كند به آنكه يك موجود عالم قادر حكيمى كه هيچ چيزش شبيه موجودات ديگر نيست اين موجودات را با اين همه حكمت و نظام و ترتيب متقن ايجاد فرموده؟ أَ فِي اللّه شكٌّ فاطِرِ السَّمواتِ و الْأرْضِ. [١] اين همه صنعت منظم، كه عقول بشر از فهم كليات آن عاجز است، بيربط و خود به خود پيدا نشده. كور باد چشم دلى كه حق را نبيند و جمال جميل او را در اين موجودات مشاهده نكند. نابود باد كسى كه با اين همه آيات و آثار باز در شك و ترديد باشد. ولى چه كند انسان بيچاره كه گرفتار اوهام است؟ اگر شما تسبيح خود را ارائه دهيد و دعوى كنيد كه اين تسبيح خود به خود بدون آنكه كسى او را تنظيم كرده باشد منظم شده، همه بشر به عقل شما مىخندند. مصيبت آنجاست كه اگر ساعت بغلى را در آورده همين دعوى را درباره آن نيز نماييد، آيا شما را از زمره عقلا خارج مىكنند و تمام عقلاى عالم شما را رمى به جنون مىكنند يا نه؟ آيا كسى كه اين نظام ساده جزئى را از رشته علل و اسباب خارج دانست، بايد گفت مجنون است و از
[١] (إبراهيم- ١٢) و حديث ١١، پاورقى ١٤.