شرح چهل حديث( اربعين حديث) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٩٣ - تتميم در بيان تفكر ممنوع و مرغوب در ذات حق
انبيا و آمال عرفا بوده، و قرآن كريم و احاديث شريفه مشحون از علم به ذات و كمالات و اسماء و صفات ذات مقدس است، و ملحدين اسماء را حق تعالى تعيير فرموده. و هيچ كتابى از كتب حكما و متكلمين بيشتر از كتاب كريم الهى و كتب معتبره اخبار، مثل اصول كافى و توحيد شيخ صدوق، غور در اثبات ذات و اسماء و صفات ننمودند. و فرق بين مأثورات از انبيا و كتب حكما فقط در اصطلاحات و اجمال و تفصيل است، نه چنانچه فرق بين فقه و اخبار راجعه به فقه در اصطلاحات و اجمال و تفصيل است، نه در معنى. ليكن مصيبت در آن است كه در لباس اهل علم بعضى از جاهلان پيدا شده در قرون اخير كه نديده و نسنجيده و از كتاب و سنّت عارى و برى بوده، مجرد جهل خود را دليل بطلان علم به مبدأ و معاد دانسته، براى رواج بازار خود نظر در معارف را، كه غايت مقصد انبيا و اوليا، سلام اللّه عليهم، است و سر تا پاى كتاب خدا و اخبار اهل بيت، سلام اللّه عليهم، مشحون از آن است، حرام شمرده و هر ناسزايى و تهمتى را از اهل آن دريغ ندانسته و قلوب بندگان خدا را از علم به مبدأ و معاد منصرف كرده و اسباب تفرقه كلمه و شتاب جمعيت مسلمين گرديده، و از او اگر سؤال شود كه اين همه تكفير و تفسيق براى چيست، متشبّث شود به حديث لا تتفكّروا في ذات اللّه [١]. اين بيچاره جاهل از دو جهت در اشتباه و جهالت است: يكى آنكه گمان كرده حكماء تفكر در ذات مىكنند، با آنكه آنها تفكر در ذات را و اكتناه آن را ممتنع مىدانند، و اين خود يكى از مسائل مبرهنه آن علم است. و ديگر آنكه معنى حديث را ندانسته، گمان كرده مطلقا راجع به ذات مقدس نبايد اسمى برده شود.
ما اكنون بعضى از روايات را مىنگاريم، و جمع بين آنها- آنچه به نظر قاصر خويش رسد- مىكنيم و حكم را انصاف قرار مىدهيم. گرچه اين از شرح حديث و قرار داد ما قدرى خارج است، ولى براى رفع شبهه و إبطال باطل شايد ضرور باشد.
كافى بإسناده عن أبي بصير، قال: قال أبو جعفر، عليه السّلام: تكلّموا في خلق اللّه و لا تتكلّموا في اللّه، فإنّ الكلام في اللّه لا يزداد صاحبه الّا تحيّرا. [٢] و اين حديث شريف خود دلالت دارد بر آنكه مقصود از تكلم [تكلم] در اكتناه ذات و كيفيت آن است به مناسبت تعليل آن، و الا تكلم در اثبات ذات و ساير كمالات و توحيد و تنزيه آن موجب تحير نگردد. و مىشود كه نهى باشد از كسانى كه تكلم در اين مقامات هم براى آنها اسباب تحير شود. و مرحوم محدّث مجلسى [١]،
[١] تفسير القرآن الكريم، ج ٤، ص ٤٢١ و همچنين اين مفهوم با عبارات مختلف نقل شده است. اصول كافى، ج ١، ص ٩٣، «كتاب التوحيد» باب النهى عن الكلام في الكيفيه، حديث ٧. توحيد صدوق، ص ٤٥٤- ٤٥٧، باب ٦٧، احاديث ١ و ٢ و ٩. علم اليقين ج ١، ص ٩٥. المحجة البيضاء، ج ٨، ص ١٩٣ و ٢١٠.
[٢] «كافى با سند خود از أبو بصير روايت مىكند كه گفت امام باقر (ع) فرمود: «از آفريدههاى خداوند سخن بگوييد و از [ذات] خدا سخن مگوييد، زيرا سخن از ذات خدا مايه سرگردانى بيشتر گوينده است.» اصول كافى، ج ١، ص ٩٢، «كتاب توحيد»، «باب نهى عن الكلام في الكيفية»، حديث ١.
______________________________
[١] حديث ١، پاورقى ١٤.