شرح چهل حديث( اربعين حديث) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٩٤ - فصل در بيان علاج تكبر است
صحت خود را حفظ نتوانى كرد، قدرت و حيات خود را نگاهدارى نتوانى نمود، جوانى و جمال خود را محفوظ نتوانى كرد، اگر آفتى و مرضى به تو هجوم آورد به دفعش قادر نيستى- بالجمله، هيچيك از وجود و شئون آن در تحت اختيارت نيست. اگر يك روز گرسنه بمانى، به خوردن هر مردار گنديدهاى حاضر شوى، و اگر تشنگى به تو غلبه كند، به هر آب گنديده پليدى رضايت دهى. و همين طور در تمام چيزها يك بنده ذليل بيچاره هستى كه به هيچ چيزى قادر نيستى. و اگر حظ خود را از وجود و كمالات وجود مقايسه كنى با ساير موجودات، مىبينى تو و تمام كره زمين، بلكه تمام منظومه شمسى، در مقابل عالم جسمانى، كه پستترين همه عوالم است و كوچكترين همه نشآت است، قدر محسوسى نداريد.
عزيزم، جز خودت كسى را نديدى، و آنچه ديدى به نظر اعتبار و موازنه در نياوردى. خودت را با هر چه دارى از شئون حيات و از زخارف دنيا قياس كن به شهرت، و شهرت را به مملكتت، و آن را به ساير ممالك دنيا- كه از صد يكى از آنها را نشنيدى- و تمام ممالك را به خود زمين، و زمين را به منظومه شمسى و كرات وسيعهاى كه ريزه خوار اشعه منيره شمساند، و تمام منظومه شمسى را كه از محيط فكر من و تو خارج است به منظومههاى ديگرى كه شمس ما با همه سياراتش يكى از سيارات يكى از آنهاست، كه هر يك آنها طرف قياس با شمس ما و سيارات آن نيست و آنچه از آنها تا كنون- از قرارى كه مىگويند- كشف شده است چندين مليون مجرّة است، كه در اين مجرّه نزديك كوچك چندين مليون منظومه شمسى است، كه كوچكترين آنها از شمس ما مليونها مليون بزرگتر است و نورانيتر! اينها همه از عالم جسمانى است كه قدر آن را جز خالق آنها نمىداند، و كشف ارباب كشف به مقدار قليلى از آن بيشتر موفق نشده. و تمام عالم اجسام در مقابل عالم ماوراء الطبيعه هيچ قدر محسوسى ندارد، و در آنجا عوالمى است كه در فكر بشر نگنجد. اينها شئون حيات تو و حظوظ تو و من است از اين عالم وجود. و پس از آنكه اراده حق تعلق گرفت كه تو را از اين دنيا ببرد، امر كند به جميع قوايت كه رو به ضعف گذارند، و فرمان دهد به تمام ادراكاتت كه از كار بايستند، كارخانه وجودت را مختل فرمايد، سمع و بصر و قوّت و قدرتت را بگيرد، و تو يك جمادى شوى كه پس از چند روز از گند و تعفنت مشام مردم متأذى شود، و از صورت هيئت آدمها گريزان گردند، و تمام اجزاء و اعضايت پس از مدتى از هم بگسلد و پاشيده گردد. اينها حال جسم تو. مال و منال و حشمت تو هم كه حالش معلوم است.