شرح چهل حديث( اربعين حديث) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٩٢ - فصل در بيان بعضى از موجبات كبر است
اصطلاحات كه در اصول و حديث به خرج رفته ندانى. اگر اين علوم كه همهاش مربوط به عمل است در تو اضافهاى نكرده و تو را اصلاح ننموده، بلكه مفاسد اخلاقيه و عمليه بار آورده، كارت از علماى ساير علوم پستتر و ناچيزتر، بلكه از كار همه عوام پستتر است. اين مفاهيم عرضيه و معانى حرفيه و نزاعهاى بيفايده، كه بسيارى از آن به دين خدا ارتباطى ندارد و از علوم هم حساب نمىشود كه اسمش را بگذارى ثمره علميه دارد، اين قدر ابتهاج و تكبر ندارد. خدا شاهد است و كفى به شهيدا [١] كه علم اگر نتيجهاش اينها باشد و تو را هدايت نكند و مفاسد اخلاقى و عملى را از تو دور نكند، پستترين شغلها از آن بهتر است، چه كه آنها نتيجه عاجلى دارد و مفاسد دنيوى و اخرويش كمتر است، و تو بيچاره جز وزر و وبال نتيجهيى نبرى و جز مفاسد اخلاقى و اعمال ناهنجار حاصلى برندارى. پس، علم تو هم از نظر اعتبار علمى تكبر ندارد. منتها از بس افق فكرت كوتاه است به مجرد آنكه دو تا اصطلاح درهم و برهم كردى، خود را عالم و ساير مردم را جاهل دانى، و پر ملائكه مقربين را به زير پاى خود پهن مىكنى [٢] و جايگاه را در مجالس و راه را در كوچهها بر بندگان خدا تنگ مىنمايى، و علم و علماى آن [را] تضييع مىكنى و توهين به نوع خود مىنمايى.
از همه اينها پستتر و كوچكتر كسى است كه به امور خارجيه، از قبيل مال و منال و حشم و طايفه، تكبر كند. بيچاره از جميع اخلاق آدمى و آداب انسانى دور است و دستش از تمام علوم و معارف تهى است، ولى چون لباسش پشم گوسفند است و پدرش فلان و فلان است به مردم تكبر كند! چه فكر كوچك و قلب تنگ و تاريكى دارد كه قانع شده از تمام كمالات به لباس زيبا و از تمام زيباييها به كلاه و قبا! بيچاره به مقام حيوانى و حظوظ حيوانيت ساخته، و قناعت كرده از جميع مقامات انسانيه به يك صورت خالى از مغز و شكل تهى از حقيقت، و خود را با اين وصف داراى مقام دانسته. اين قدر پست و نالايق است كه اگر كسى از او يك رتبه دنيايى بالاتر باشد، چنان با او رفتار كند كه گويى بنده با مولاى خود. البته كسى كه همّش جز دنيا نباشد، بنده دنيا و اهل دنيا است، ذليل است پيش كسانى كه معبود او نزد اوست.
در هر صورت، يكى از عوامل قويه تكبر كوچكى افق فكر و پستى حد قابليت است، و لهذا چيزهايى كه كمال نيست، يا كمال لايق نيست، در او تأثير شديد كرده او را به عجب و كبر وادار مىكند، و هر چه در او حبّ نفس و دنيا بيشتر باشد، اين
[١] «گواهى خداوند كافى است.» (نساء- ١٦٦).
[٢] اشاره است به حديث «فضيلت طالبان علم» حديث ٢٦ اربعين.