شرح چهل حديث( اربعين حديث) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٨ - فصل در مفاسد عجب است
انسان را به باد فنا مىدهد و فاسد مىكند. چنانچه راوى سؤال مىكند در اين حديث شريف از عجبى كه فاسد مىكند عمل را. امام، عليه السلام، يك درجه آن را عجب در ايمان قرار داده است. و در حديث سابق شنيدى كه عجب از گناه شديدتر است در درگاه حق تعالى، و از آن جهت مؤمن را مبتلاى به گناه مىفرمايد تا ايمن شود از عجب. و رسول اكرم، صلّى اللّه عليه و آله، آن را يكى از مهلكات قرار داده [١]. و در امالى صدوق سند به امير المؤمنين، عليه السلام، رساند كه فرموده است: من دخله العجب هلك [١]. يعنى «كسى كه راه يابد در او عجب، هلاك شود.» و صورت اين سرور در برزخ و ما بعد الموت وحشت و هولناكى سخت است كه هيچ وحشتى شبيه آن نيست. بسا باشد اشاره به آن باشد فرمايش رسول اكرم، صلّى اللّه عليه و آله و سلم، در وصيتش به امير المؤمنين، عليه السلام،: و لا وحدة أوحش من العجب. [٢] يعنى «هيچ تنهايى ترسناكتر نيست از عجب.» موسى بن عمران، على نبيّنا و آله و عليه السلام، از شيطان پرسيد: «خبر ده مرا به گناهى كه اولاد آدم وقتى مرتكب شود آن را بر او راهيابى و تسلط پيدا كنى.» گفت: «وقتى عجب كند بر نفس خود و بزرگ شمارد عملش را و كوچك شود در چشمش گناه او.» [٣] خداوند تعالى به داود، عليه السلام، مىفرمايد: «اى داود، بشارت ده گناهكاران را و بترسان صديقان را.» عرض كرد: «چطور بشارت دهم آنها را و بترسانم اينها را؟» فرمود: «بشارت ده گناهكاران را كه همانا من قبول مىكنم توبه را و مىگذرم از گناه، و بترسان صديقان را كه عجب نكنند به اعمال خودشان، زيرا كه همانا نيست بندهاى كه من به پا دارم از براى حساب مگر آنكه هلاك شود. [٢]» پناه مىبرم به خداى تعالى از مناقشه در حساب كه صديقين و بزرگتر از آنها را هلاك مىكند.
شيخ صدوق [٣] در خصال سند به حضرت صادق، عليه السلام، رساند كه فرمود: «شيطان گويد: «اگر در سه چيز چيره گردم به پسر آدم باكى ندارم از هر چه بكند، زيرا كه آنها قبول نشود از او: وقتى كه بسيار شمارد عمل خود را، و فراموش كند گناه خود را، و راه يابد در او عجب. [٤]» علاوه بر مفاسدى كه از عجب شنيدى، او شجره خبيثهاى است كه بار او بسيارى از كبائر و موبقات است، و در دل كه ريشه كرد كار انسان را به كفر و شرك و بالاتر از آنها منجر مىكند.
[١] قال رسول اللّه (ص): ثلاث مهلكات: شحّ مطاع، و هوى متّبع، و اعجاب المرء بنفسه. و هو محبط للعمل، و هو داعية المقت من اللّه سبحانه. (سه چيز كشندهاند: بخلى كه فرمانبرى شود، هوسى كه پيروى گردد، شيفتگى مرد به خودش. و اين كارهاى نيك را تباه مىكند. و خشم خداوند سبحان را بر مىانگيزد.» بحار الانوار، ج ٦٩، ص ٣٢١، «كتاب ايمان و كفر»، باب ١١٧، حديث ٣٧.
[٢] پيامبر (ص) به على (ع) فرمود: لا مال اعود من العقل. و لا وحدة أوحش من العجب (هيچ مالى سودمندتر از خرد نيست، و هيچ تنهايى هراسناكتر از خود پسندى نيست.) وسائل الشيعة، ج ١، ص ٧٧، «كتاب طهارت»، «ابواب مقدمه عبادات» باب ٢٣، حديث ١٤.
[٣] فقال موسى: فأخبرني بالذّنب الّذى إذا اذنبه ابن آدم استحوذت عليه؟ قال: إذا اعجبته نفسه و استكثر عمله و صغر في عينه ذنبه ... اصول كافى، ج ٢، ص ٣١٤، «كتاب ايمان و كفر»، «باب عجب»، حديث ٨.
[٤] عن أبي عبد اللّه (ع) قال: قال ابليس- لعنة اللّه عليه- لجنوده: اذا استمكنت من ابن آدم في ثلاث لم أبال ما عمل فانّه غير مقبول منه: إذا استكثر عمله، و نسى ذنبه و دخله العجب. خصال، ص ١١٢، باب ٣، حديث ٨٦.
______________________________
[١] وسائل الشيعة- ج ١، ص ٧٨، «كتاب طهارت» «ابواب مقدمه عبادات»- باب ٢٣، حديث ١٨.
[٢] پاورقى ٢٧ صفحه ٧٤.
[٣] حديث ١، پاورقى ٣٢.