شرح چهل حديث( اربعين حديث) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٥٦ - فصل در اشاره اجماليه به تفسير آيات شريفه سوره «حديد» تا «عليم بذات الصدور» است
جامع انسان است و ساير موجودات به مناسبت نشئه خود ذكرى دارند، اجمال آن ميزان علمى و عرفانى دارد كه مربوط به علم اسماء است، و تفصيل آن از علوم كشفى عيانى است كه از خصايص اولياى كمّل است.
و به طورى كه در فصل سابق ذكر نموديم كه «بسم اللّه» هر سوره متعلق به خود آن سوره است، در اينجا نيز متعلق به سبّح للّه است. و از آن استفاده مسلك اهل حق شود در مسئله جبر و تفويض، زيرا كه هر دو نسبت، يعنى نسبت به اسم اللّه كه مقام مشيت فعليه است، و به اشياى موجود در سماوات و ارض، [را] داده است، به طور لطيفى كه غايت كشف ارباب شهود و معرفت است. و تقديم انتساب به مشيت اللّه براى افهام قيّوميت حق و تقديم جنبه يلى اللّه بر جنبه يلى الخلق است. و اگر مخافت تطويل نبود، بيان حقيقت تسبيح و استلزام آن تحميد را، و اينكه هر تسبيح و تحميدى از هر مسبّح و حامدى براى حق واقع مىشود، و بيان تسبيح و تحميد براى اسم اللّه و به اسم اللّه، و بيان اختصاص دو اسم مبارك «العزيز الحكيم» و بيان نسبت آنها با «اللّه»، و فرق بين اللّه مذكور در «تسميه» و «اللّه» مذكور در آيه شريفه سبّح للّه، و بيان «سماوات» و «ارض» و آنچه در سماوات و ارض است، به حسب اختلاف مسالك اهل معرفت و فلسفه، و بيان هو در اين آيه شريفه و فرق آن با هو در آيه شريفه قُلْ هُوَ اللَّه أَحَدٌ، را مىنموديم به مشرب احلاى عرفانى، ولى در اين اوراق ملتزم هستيم كه به اجمال و اشاره قناعت كنيم.
و اما آيه شريفه دوم [١] اشاره است به مالكيت حقّ جلّ جلاله ملكوت سماوات و ارض [را]، كه [به] تبع اين مالكيت و احاطه سلطنت و نفوذ قدرت و تصرف احيا و اماته و ظهور و رجوع و بسط و قبض واقع مىشود. و اين نظر استهلاك و اضمحلال جميع تصرفات و تدبيرات است در تصرف و تدبير حق كه منتهاى توحيد فعلى است، و از اين جهت احيا و اماته را- كه يا يكى از مظاهر بزرگ تصرفات ملكوتى است، و يا جميع قبض و بسط است- به خود مالكيت ذات مقدس نسبت داده است.
و با آنكه احيا از شئون رحمانيت است و اماته از شئون مالكيت، نسبت هر دو را به مالكيت منسوب فرموده، ممكن است براى يك نكته بزرگ عرفانى باشد، كه آن استجماع هر اسمى است جميع اسماء را به وجه احدى و وجهه غيبيه، كه اكنون مجال بيان آن نيست. و صدر و ذيل آيه ممكن است اشاره به وحدت در كثرت و كثرت در وحدت در مقام تجلى فعلى به فيض مقدس باشد، چنانچه پيش اهلش واضح است.
[١] له ملك السَمواتِ و الأرْضِ يُحيى و يُميتُ و هو على كلّ شَىْءٍ قَدير (او راست پادشاهى آسمانها و زمين. زنده مىكند و مىميراند، و او بر هر كارى تواناست.)