شرح چهل حديث( اربعين حديث) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٩٣ - در نقل كلام محقق طوسى است
آنها برسد. و اما كسى كه از اسرار آنها بيخبر است و از گنج معارف آنها محروم است، به واسطه انغمار در حظوظ نفسانيه دنيّه و فرو رفتن در لذات بدنيه، پس او از شنيدن اين كلمات در خطر عظيم است و بيم آن است كه گرفتار الحاد شود و توهّم حلول و اتحاد نمايد، تعالى اللّه عن ذلك علوّا كبيرا. [١] و ما در اين مقام به طريق ساده و سهل التناول سخن گوييم تا به افهام نزديك باشد. پس گوييم كه اين كلام مبالغه است در قرب، و بيان استيلاى سلطان محبت بر ظاهر بنده و باطنش و سر او و علنش مىباشد. پس مراد، و اللّه أعلم، آن است كه وقتى بنده را دوست داشتم او را جذب كنم به محل انس و متوجه نمايم به عالم قدس، و فكر او را مستغرق كنم در اسرار ملكوت و حواس او را قصر كنم بر اخذ انوار جبروت، پس قدم او در اين حال ثابت بماند در مقام قرب، و محبت با گوشت و خون [او] ممزوج گردد تا آنكه از خود غايب شود و از حس خويش غافل گردد، پس اغيار از نظرش محو شود تا آنكه من به منزله چشم و گوش او گردم. چنانچه گفتهاند:
| جنونى فيك لا يخفى |
| و نارى منك لا يخبو |
| فأنت السّمع و الأبصار |
| و الأركان و القلب» [٢] |