شرح چهل حديث( اربعين حديث) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٩٨ - فصل در فضيلت تلاوت قرآن است
من الذّاكرين. و من قرأ مائة آية. كتب من القانتين. و من قرأ مائتي آية. كتب من الخاشعين. و من قرأ ثلاثمائة آية، كتب من الفائزين. و من قرأ خمسمائة آية. كتب من المجتهدين. و من قرأ ألف آية، كتب له قنطار من برّ: القنطار خمسة عشر ألف (خمسون ألف) مثقال من ذهب، و المثقال أربعة و عشرون قيراطا: أصغرها مثل جبل أحد، و أكبرها ما بين السّماء و الأرض. [١] و در اخبار كثيره قضيه تمثل قرآن به صورت نيكويى، و شفاعت نمودن آن از اهل خود و قرائت كنندگان وارد است، [٢] كه از ذكر آنها صرف نظر كرديم. و در حديث است: «مؤمنى كه قرائت قرآن كند در حال جوانى، داخل شود قرآن به گوشت و خون او، و او را خداوند با سفراى كرام نيكوكار قرار دهد، و قرآن پناه اوست در قيامت و در محضر حق گويد: «خداوندا، هر عاملى اجر عملش را گرفت غير از عامل به من، پس بهترين عطاياى خود را به او برسان.» پس خداى تعالى به او بپوشاند دو حلّه از حلّههاى بهشتى و بر سر او تاج كرامت نهد. پس خطاب شود: «آيا راضى شدى؟» قرآن عرض كند: «من اميد بيشتر داشتم.» پس امن و امان را به دست راست او دهند و خلد را به چپ، پس داخل بهشت شود و به او گفته شود:
«قرائت كن و بالا بيا درجهاى.» پس به قرآن خطاب شود: «آيا او را به مقامات رسانديم و تو راضى شدى؟» عرض كند: «آرى.» [١]» فرمود حضرت صادق، عليه السلام، كه «كسى كه قرآن را بسيار قرائت كند و با او عهد تازه كند به مشقت كشيدن در حفظ آن، دو اجر به او عطا فرمايد.» [٢] و از اين حديث شريف معلوم شود كه مطلوب در تلاوت قرآن شريف آن است كه در اعماق قلب انسان تأثير كند و باطن انسان صورت كلام الهى گردد، و از مرتبه ملكه به مرتبه تحقق رسد. و اشاره به اين فرموده آنجا كه فرمايد: «جوان مؤمن اگر قرائت كند، قرآن در گوشت و خون او وارد شود.» و اين كنايه از آن است كه صورت قرآن در قلب مستقر و جايگزين گردد به طورى كه خود باطن انسان كلام اللّه مجيد و قرآن حميد گردد به اندازه لياقت و استعدادش. و در حمله قرآن كسى است كه باطن ذاتش تمام حقيقت كلام جامع الهى است و خود قرآن جامع و فرقان قاطع است، مثل على بن ابى طالب، عليه السلام، و معصومين از ولد طاهرينش (ع) كه سراپا تحقق به آيات طيبات الهيه هستند، و آنها آيات اللّه عظمى و قرآن تامّ و تمام هستند. بلكه در تمام عبادات اين معنا مطلوب، و يكى از اسرار بزرگ و عبادات و تكرار آن همين تحقق به
[١] عن أبي عبد اللّه (ع) قال: من قرأ القرآن و هو شابّ مؤمن اختلط القرآن بلحمه و دمه، و جعله اللّه عزّ و جلّ مع السّفرة الكرام البررة، و كان القرآن حجيزا عنه يوم القيامة. يقول: يا ربّ، إنّ كلّ عامل قد أصاب أجر عمله غير عاملى، فبلّغ به أكرم عطاياك. قال فيكسوه اللّه العزيز الجبّار حلّتين من حلل الجنّة، و يوضع على رأسه تاج الكرامة، ثمّ يقال له: هل أرضيناك فيه؟ فيقول القرآن: يا ربّ، قد كنت أرغب له فيما هو أفضل من هذا. فيعطى الأمن بيمينه و الخلد بيساره، ثمّ يدخل الجنّة، فيقال له: اقرأ و اصعد درجة. ثم يقال له: هل بلّغنا به و أرضيناك؟
فيقول: نعم. قال: و من قرأه كثيرا و تعاهده بمشقّة من شدّة حفظه، أعطاه اللّه عزّ و جلّ أجر هذا مرّتين. اصول كافى، ج ٢، ص ٦٠٣، «كتاب فضل القرآن»، «باب حامل القرآن»، حديث ٤. ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص ١٢٦، «ثواب من قرأ القرآن و هو شاب مؤمن».
[٢] عن المفضّل قال: سمعت ابا عبد اللّه (عليه السلام) يقول: إنّ الّذى يعالج القرآن ليحفظه بمشقة منه، و قلّة حفظ له أجران در بحار الانوار، ج ٩٠، ص ١٨٧، «كتاب القرآن»، «باب ٢٠»، حديث ٧. مشابه اين روايت آمده است.
______________________________
[١] اصول كافى، ج ٢، ص ٦١٢، «كتاب فضل القرآن»، «باب ثواب قراءة القرآن»، حديث ٥.
[٢] اصول كافى، ج ٢، ص ٥٩٦- ٦٠٢، «كتاب فضل القرآن»، حديث ١، ١١، ١٢، ١٤.