شرح چهل حديث( اربعين حديث) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٨٩ - فصل
پيغمبر اكرم، صلّى اللّه عليه و آله و سلّم، در اين حديث شريف علوم را منقسم به سه قسمت مىفرمايد، و هيچ شك نيست كه اين علوم ثلاثه راجع به اين مراتب ثلاثه است. چنانچه شهادت به اين مدعا مىدهد علوم متداوله در كتب الهيه و سنن انبيا و اخبار معصومين، عليهم الصلوة و السلام، كه علوم آنها منقسم به همين سه قسمت شود:
يكى علم به اللّه و ملائكه و كتب و رسل و يوم الآخرة، كه كتب سماويه، و بالخصوص كتاب جامع الهى و قرآن كريم ربوبى، مشحون از آن است. بلكه مىتوان گفت تنها چيزى را كه كتاب خدا از هر چيز بيشتر متكفل است همين علم است. و دعوت به مبدأ و معاد است به طريق برهان صحيح و تبيان كامل كه محققين بيان آن را فرمودند. و دو مرحله ديگر در كتاب الهى نسبت به اين مرتبه قدر قليلى دارد. و احاديث ائمه هدى، عليهم السلام، نيز در اين مقصد فوق حد احصاء است، كه از مراجعه كتب معتبره كه پيش تمام علما، رضوان اللّه عليهم، مقبول است از قبيل كافى شريف و توحيد صدوق و غير آن مطلب روشن شود.
و همين طور راجع به تهذيب باطن و اصلاح خلق و تعديل خلق در كتاب الهى و اخبار وارده از اهل بيت، عليهم السلام، فوق مأمول وارد است. منتها پيش ما بيچارهها و گرفتاران آمال و امانى اين كتب و اين ابواب مهجور مانده و مورد اعتنا و اعتبار نيست. و بيايد روزى كه خداى تعالى از ما مؤاخذه فرمايد و بر ما احتجاج نمايد و ائمه اطهار عليهم السلام، نعوذ باللّه، از ما برائت جويند بواسطه برائت ما از احاديث و علوم آنها. پناه مىبرم به خداى تعالى از سوء عاقبت و بدى مرجع.
و احاديث راجعه به فقه و مناسك ظاهره نيز محتاج به ذكر نيست كه جميع كتب ما مشحون از آن است.
پس، معلوم شد علوم شريعت منحصر به اين [سه] قسم است بر طبق احتياجات بشر و مقامات ثلاثه انسانيه. و هيچيك از علماى يكى از اين علوم حقّ اعتراض به ديگرى ندارند، و لازم نيست اگر انسان داراى علمى نشد از آن تكذيب كند و به صاحب آن علم جسارت نمايد. پيش عقل سليم همان طور كه تصديق بىتصور از اغلاط و قبايح اخلاقيه به شمار مىآيد، تكذيب بىتصور نيز همين طور، بلكه حالش بدتر و قبحش افزون است. اگر خداى تبارك و تعالى از ما سؤال كند كه شما كه مثلا معنى «وحدت وجود» را به حسب مسلك حكما نمىدانستيد و از عالم آن علم و صاحب آن فن اخذ نكرديد و تعلم آن علم و