شرح چهل حديث( اربعين حديث) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٦٩ - الحديث الثالث و العشرون
قوله: و صفاتهم مقصود از اوصاف، آن حالاتى است كه تابع ملكات و مقاصد اين سه صنف است، مثل موذى بودن و مراء نمودن و غير آن. پس، به اين اوصاف معرفى حال آنان گردد و آنها باعيانهم شناخته شوند.
و «جهل» خلاف علم است. و در اين مقام شايد مراد تعميه و اخفاء حق باشد، يا تجاهل و عدم قبول حق باشد. و ما پس از اين، بيان اين مطلب را بيش از اين مىنماييم. و مجلسى فرموده «الجهل السّفاهة و ترك الحلم. و قيل: ضدّ العقل. [١]» و «مراء» جدال در آرا و كلام است. و از همين مادّه است «جدل» كه يكى از صناعات خمس معنونه در منطق است. يقال: ماريت الرّجل أماريه مراء. إذا جادلته [٢]. چنانچه در صحاح جوهرى است. و اين كلام گرچه مطلق است، ولى مقصود على الظاهر همين است كه ذكر شد. و در اين مقام احتمال ديگرى است كه ما پس از اين به آن اشاره در يكى از فصول آتيه [مىكنيم]. [١] و «استطالة» طلب بلندى و ارجمندى است.
و «ختل»، به فتح «خاء» معجمه و سكون «تاء»، به معنى خدعه و فريب است. قال الجوهرىّ: «ختله و خاتله، أى خدعه. و التخاتل، التّخادع.
قوله: ممار پس از اين ذكر شود كه چگونه معرفى شده است صاحب مراء به «ممارى»، و صاحب استطاله و ختل به «استطالة» بر امثال، و صاحب «خبّ» بودن كه به معنى خدعه است. [٣] قوله: متعرّض للمقال يعنى اظهار نمودن مقالات را. يقال: عرضت له الشّيء إذا أظهرته له و عرض له أمر كذا. و يعرض، أى ظهر. [٤] و أندية جمع «نادي» است. و آن محل اجتماع قوم و مجلس و مذاكرات آنان است. و چون متفرق شدند آن را «نادى» نگويند. و از آن است «دار النّدوة» كه در مكه بوده، كه آن را بنا نمودند براى اجتماع در مشاورات. و «ندىّ» بر وزن فعيل، و «ندوة» و «منتدى» و «متندّى» به همين معنى [است] چنانچه جوهرى گويد.
[١] «جهل بيخردى و ترك بردبارى است. و گفتهاند آن چيزى است مقابل عقل.» مرآة العقول، ج ١، ص ١٦٠.
«كتاب فضل العلم»، «باب نوادر»، حديث ٥.
[٢] «چون با او به مجادله آغاز كنى.»
[٣] مقصود آن است كه معرفى كردن اصحاب مراء را به ممارى، و اصحاب خدعه را به خدعه داشتن، از قبيل تعريف شىء به نفس است، و اين در صنعت تعريف صحيح نيست. و ما ان شاء اللّه بعد از اين، بيان آن را به وجهى كه رفع اشكال شود مىكنيم. (منه عفى عنه).
[٤] «گفته مىشود: عرضت له الشيء چون آن چيز را بر او آشكار كردى.»
______________________________
[١] ص ٣٧٨.