شرح چهل حديث( اربعين حديث) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨٩ - فصل
حضور حسى و معنوى و احاطه ظاهرى و باطنى است.
و از اين حديث شريف و بعضى احاديث ديگر استفاده شود رجحان اسرار به ذكر و استحباب ذكر قلبى و سرّى، چنانچه در آيه شريفه نيز فرمايد: و اذْكُرْ رَبَّكَ في نَفْسِكَ تَضَرُّعاً و خيفَةً. [١] و در حديث شريف وارد است كه ثواب اين ذكر را احدى نمىداند غير از خداى تعالى براى عظمت آن [٢]. و در بعضى حالات و مقامات و طريان بعضى عناوين، گاه شود كه رجحان در إعلان ذكر باشد. مثل ذكر پيش اهل غفلت براى تذكر آنها. چنانچه در حديث شريف كافى است كه ذاكر خداى عزّ و جلّ در بين غافلين مثل قتال كننده است در بين محاربين. [٣] و از عدّة الداعى جناب ابن فهد [٤] منقول است: قال: قال النّبيّ، صلّى اللّه عليه و آله: من ذكر اللّه في السّوق مخلصا عند غفلة النّاس و شغلهم بما فيه، كتب اللّه له ألف حسنة و غفر اللّه له يوم القيامة مغفرة لم تخطر على قلب بشر. [١] حديث كند كه «فرمود پيغمبر، صلّى اللّه عليه و آله: «كسى كه ذكر خدا كند در بازار از روى اخلاص نزد غفلت مردم و اشتغال آنها به آنچه در اوست، بنويسد خداوند براى او هزار حسنه، و بيامرزد او را در روز قيامت- آمرزشى كه خطور نكرده است در قلب بشرى.» و همين طور مستحب است در اذان اعلامى و خطبه و غير آن اجهار به ذكر.
فصل
از اين حديث شريف استفاده شود كه ذكر خدا و دوستى نمودن با يكديگر در راه او داراى چند خصلت است: يكى از آنها- و آن اعظم از ديگران است- آن است كه ذكر كردن بنده خداوند را موجب شود ذكر كردن خداوند او را. چنانچه احاديث ديگرى نيز بدين مضمون وارد است [٢]. و اين ذكر مقابل آن نسيانى است كه حق تعالى درباره ناسى از آيات مىفرمايد حَيْثُ قالَ: كَذلِكَ أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسيتَها و كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى. [٥] چنان [كه] نسيان آيات و كورى باطنى از رؤيت مظاهر جمال و جلال حق سبب عماى در عالم ديگر شود، تذكر آيات و اسماء و صفات و يادآورى حق و جمال و جلال او قوّت دهد بصيرت را و رفع حجب نمايد به قدر قوّت تذكر و نورانيت آن.
چنانچه تذكر آيات حق و ملكه شدن آن، بصيرت باطنى را به قدرى قوّت دهد كه
[١] «پروردگار خويش را به حال زار و پنهانى در دل خود ياد كن.» (اعراف- ٢٠٥).
[٢] على بن إبراهيم، عن أبيه، ... عن أحدهما (ع) قال: لا يكتب الملك إلّا ما سمع و قال اللّه عزّ و جلّ: «و اذْكُرْ رَبَّكَ في نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خيفَةً فَلا يَعْلَمُ ثَوابَ ذلِكَ الذِّكْرِ في نَفْس الرَّجُل غَيْرُ اللّه عزّ و جلّ لعظمته. (على بن إبراهيم از پدرش ... از يكى از دو امام (ع) نقل كرده كه فرمود: «فرشته جز آنچه مىشنود نمىنويسد. و خداى تعالى فرموده: «پروردگار خود را به حال زار و پنهانى در دل خود ياد كن.»، پس كسى بزرگى پاداش اين ذكر پنهانى را كه نزد خداوند است نمىداند.) اصول كافى، ج ٢، ص ٥٠٢، «كتاب الدّعاء»، «باب ذكر اللّه عزّ و جل في السّر»، حديث ٤.
[٣] على بن إبراهيم ... عن أبي عبد اللّه (ع) قال قال أبو عبد اللّه (ع): الذّاكر اللّه عزّ و جلّ في الغافلين كالمقاتل في المحاربين. اصول كافى، ج ٢، ص ٥٠٢، «كتاب الدعاء»، «باب ذكر اللّه عز و جل في الغافلين»، حديث ١.
[٤] احمد بن محمد بن فهد اسدى حلّى (٨٤١- ٧٥٦) فقيه، محدث، عابد و عارف كامل قرن نهم هجرى، بزرگانى مانند محقق كركى، ابن ابى جمهور احسائى، شيخ على بن طالبى از محضر او استفاده كردهاند. از آثار اوست: عدة الداعى، آداب الداعى، اسرار الصلوة، التحرير، المقتصر في شرح الارشاد، شرح الفيه شهيد، المهذّب البارع في شرح المختصر النافع.
[٥] «همچنان كه آيات ما به سوى تو آمد و تو آنها را فراموش كردى، پس همچنان امروز نيز تو فراموش خواهى شد.» (طه- ١٢٦).
______________________________
[١] عدة الداعى، ص ١٨٩.
[٢] در وسائل الشيعة (ج ٤، ص ١١٨٥، «كتاب الصلاة»، باب ٧) ٤ حديث به اين مضمون وارد شده است.