شرح چهل حديث( اربعين حديث) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٢٥ - فصل در قصور ممكن از قيام به عبادت حق
جن و انس و ملائكه مقربين را در درگاه حق جلّ و علا برد باز خائف باشد و مقصر باشد. و نيز بندگان عارف حق و اولياء خاص او، كه از سرّ قدر درى به روى آنها باز شده و دل آنها به نور معرفت روشن گرديده، قلبشان به طورى از خوف لرزان و دلشان متزلزل است كه اگر تمام كمالات به آنها روى آورد و مفتاح همه معارف به دست آنها داده شود و قلوب آنها از تجليات مالامال گردد، ذرهاى خوف آنها كم نگردد و تزلزل آنها تخفيف پيدا نكند. چنانچه يكى از آنها گويد: «همه از آخر كار ترسند و من از اول مىترسم.» [١] سبحان اللّه و لا حول و لا قوّة إلّا باللّه. پناه مىبرم به خداى تعالى. خدا مىداند بايد قلب انسان از اين كلام پاره پاره شود و دل انسان از خوف ذوب شود و سر به بيابان گذارد. چه قدر انسان غافل است! و ديگر آنكه ما پيش از اين ذكر كرديم، در شرح يكى از احاديث [١]، كه تمام عبادات و اطاعات ما براى تحصيل اغراض خويش و محرّك ما حب نفس است، و فى الحقيقة زهد دنيا براى آخرت است، و آن مثل زهد دنيا براى دنياست پيش احرار، پس، اگر عبادت ثقلين را در محضر قدس ربوبيت ببريم، جز بعد از ساحت مقدس چيز ديگر استحقاق نداريم. حق تبارك و تعالى ما را دعوت فرموده به مقام قرب خود و بارگاه انس خود و خلقتك لأجلي [٢] فرموده و غايت خلقت را معرفت به خود قرار داده و طرق معارف و راه عبوديت را به ماها نشان داده، با اين وصف ما به تعمير بطن و فرج و شكم به چيز ديگر مشغول نيستيم و جز خود خواهى و خود پسندى مقصد ديگرى نداريم.
پس، اى انسان بيچاره كه عبادات و مناسك تو بعد از ساحت قدس آورد و مستحق عتاب و عقاب كند، به چه اعتماد دارى؟ و چرا خوف از شدت بأس حق تو را بىآرام نكرده و دل تو را خون ننموده. آيا تكيه گاهى دارى؟ آيا به اعمال خود وثوق و اطمينان دارى؟ اگر چنين است واى به حال تو و معرفتت به حال خود و مالك الملوك! و اگر اعتماد به فضل حق و رجاء به سعه رحمت و شمول عنايت ذات مقدس دارى، بسيار بجا و به محل وثيقى اعتماد كردى و به پناهگاه محكمى پناه بردى.
خداوندا، بار الها، ما دستمان از همه چيز كوتاه و خود مىدانيم كه ناقص و ناچيزيم و لايق درگاه تو و فراخور بارگاه قدس تو چيزى نداريم، سر تا پا نقص و عيب و ظاهر و باطن ما به لوث معاصى و مهلكات و موبقات آغشته است، ما چه هستيم كه اظهار ثناى تو كنيم! جايى كه اولياء تو گويند: أ فبلساني هذا الكالّ أشكرك [٣] و عجز
[١] اين كلام از «مناجات» خواجه عبد اللّه انصارى است كه گفته: «همه از خاتمت بترسند و عبد اللّه از فاتحت.»
[٢] در حديث قدسى آمده است: يا ابن آدم خلقت الأشياء لأجلك و خلقتك لأجلى. (اى پسر آدم، همه چيز را براى تو آفريدم و تو را براى خودم.) علم اليقين، ج ١، ص ٣٨١، باب ٥، فصل ٣.
[٣] «پس آيا با اين زبان قاصر سپاس تو بگزارم.» از دعاى أبو حمزه ثمالى. مصباح كفعمى- فصل ٤٥، ص ٥٩٦.
مصباح المتهجّد، ص ٥٣٤.
______________________________
[١] ص ٧٦- ٧١.