شرح چهل حديث( اربعين حديث) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٠٩ - فصل در بيان تقواى عامه
لذت روحانى خالصى بدل مىشود كه اهلش آن لذت را با جميع لذات مقابل نكنند. و ممكن است ان شاء اللّه پس از مواظبت شديد و تقواى كامل از اين مقام به مقام تقواى خواص ترقى كنى كه آن تقواى از مستلذات نفسانيه است. زيرا كه لذت روحانى را كه چشيدى، از لذات جسمانيه كم كم منصرف شوى و از آنها پرهيز كنى، پس راه بر تو سهل و آسان شود، و بالاخره لذات فانيه نفسانيه را چيزى نشمارى، بلكه از آنها متنفر شوى و زخارف دنيا در چشمت زشت و ناهنجار آيد، و وجدان كنى و بيابى كه از هر يك از لذات اين عالم در نفس اثرى و در قلب لكه سودايى حاصل شود كه باعث شدت انس و علاقه به اين عالم شود، و اين خود اسباب اخلاد در ارض گردد و در حين سكرات موت به ذلت و سختى و زحمت و فشار مبدل گردد، چه كه عمده سختى سكرات موت و نزع روح و شدت آن در اثر همين لذات و علاقه به دنياست، چنانچه پيش از اين اشاره به آن شد. و چون انسان وجدان اين معنى كرد، لذات اين عالم از نظرش بكلى بيفتد و از تمام دنيا و زخارف آن متنفر گردد و گريزان شود. و اين خود ترقى از مقام دوم است به مقام سوم تقوى.
پس، راه سلوك إلى اللّه سهل و آسان شود و طريق انسانيت براى او روشن و وسيع گردد، و قدم او كمكم قدم حق شود و رياضت او رياضت حق گردد، و از نفس و آثار و اطوار آن گريزان شود و در خود عشق به حق مشاهده كند و به وعدههاى بهشت و حور و قصور قانع نشود، و مطلوب ديگرى و منظور ديگرى طلب كند و از خود بينى و خودخواهى متنفر گردد. پس، تقوا از محبت نفس نمايد و متقى از توجه به خود و خود خواهى شود. و اين مقامى است بس شامخ و رفيع و اوّل مرتبه حصول روايح ولايت است. و حق تعالى او را در كنف لطف خود جاى دهد و از او دستگيرى فرمايد و مورد الطاف خاصه حق شود. و آنچه پس از اين براى سالك رخ دهد از حوصله تحرير خارج است. و الحمد للّه أوّلا و آخرا و ظاهرا و باطنا، و الصّلاة على محمّد و آله الطاهرين.