شرح چهل حديث( اربعين حديث) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٤٣ - فصل در بيان علاج غضب است به قلع اسباب آن
حكم عقل تهاجم كند و افعال و اطوار زشت و قبيح از او صادر شود، متملك زبان و دست و پا و ساير اعضاى خود نيست: چشم و لب و دهن را به طورى زشت و بد تركيب كند كه اگر در آن حال آيينه به دست او دهند از زشتى صورت خود خجل و شرمسار گردد. بعضى از صاحبان اين رذيله به حيوانات بىشعور، بلكه به جمادات، غضب كنند، هوا و زمين و برف و باد و باران و ساير حوادث را سبّ كنند اگر خلاف مطلوبات آنها جريان پيدا كند. گاهى بر قلم و كتاب و كاسه و كوزه غضب كنند، آنها را در هم شكنند يا پاره كنند. اما شخص شجاع در جميع اين امور به خلاف آن است. كارهايش از روى رويّه و ميزان عقل و طمأنينه نفس [است].
در موقع خود غضب مىكند و در موقع خود حلم و بردبارى كند، و هر چيز او را حركت ندهد و به غضب نياورد. و در موقع غضب به اندازه غضب كند و با تميز و عقل انتقام كشد. مىفهمد از كه انتقام كشد و به چه اندازه و به چه كيفيت انتقام كند، و از كه عفو و اغماض نمايد. در وقت غضب عنان عقلش در دستش است و به حرفهاى زشت و اعمال ناهنجار مبادرت نكند. و كارهايش همه از روى ميزان عقل و شرع و عدل و انصاف است، به طورى اقدام كند كه در آخر كار پشيمان نشود.
پس، انسان آگاه نبايد بين اين خلق، كه يكى از اوصاف انبيا و اوليا و مؤمنين و از فضايل كمالات نفسانيه است، و ديگرى، كه از صفات شيطان و وسوسه خناس و رذايل نفسانيه و نقايص قلبيه است، فرق نگذارد و در اشتباه بيفتد. ولى حجاب جهل و نادانى و حجاب حب دنيا و نفس چشم و گوش انسان را مىبندد و انسان را بيچاره و هلاك مىكند.
و اسباب ديگرى براى غضب ذكر كردهاند مثل عجب و افتخار و كبر و مراء و لجاج و مزاح و غير آن كه تفصيل هر يك موجب طول مقام و مقال و ملالت حال گردد. و شايد بيشتر يا تمام آنها به اين دو مبدأ و مطلب كه ذكر كرديم برگشت كند، يا به واسطه و يا بلاواسطه. و الحمد للّه.