شرح چهل حديث( اربعين حديث) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٣ - فصل نزاع جنود رحمانى و شيطانى باطنى نفس
و خالى گذاشتن آن را براى غاصبين و نااهلها از جنود شيطان، هلاكت هميشگى از براى انسان پيدا شود كه قابل جبران نباشد، و شفاعت شافعين شامل حال او نگردد، و ارحم الراحمين، نعوذ باللّه، نيز به نظر سخط و غضب به او نگاه كند، بلكه شفعاء او خصماء او شوند. واى بر كسى كه شفيع او خصمش شود. خدا مىداند چه عذابهايى و ظلمتهايى و سختيهايى و بدبختيهايى دنبال اين غضب الهى و دشمنى اولياى حق است كه تمام آتشهاى جهنم و تمام زقّومها و مارها و عقربها پيش آن هيچ است. خدا نكند آنچه حكما و عرفا و اهل رياضت و سلوك خبر مىدهند راجع به اين عذابها به سر ما ضعفا و بيچارگان بيايد، كه تمام عذابها كه تصور مىكنيد پيش آن سهل و آسان است، و تمام جهنمها كه شنيديد پيش آن رحمت و بهشت است.
غالبا وصف جهنم و بهشت كه در كتاب خدا و اخبار انبيا و اوليا شده جهنم و بهشت اعمال است كه از براى جزاى عملهاى خوب و بد تهيه شده است. گاهى اشاره خفيهاى نيز به بهشت و جهنم اخلاق كه اهميتش بيشتر است شده، و گاهى هم به بهشت لقاء و جهنم فراق، كه از همه مهمتر است، گرديده، ولى همه در پرده و از براى اهلش. من و تو اهلش نيستيم، ولى خوب است منكر هم نشويم و ايمان داشته باشيم به هر چه خداوند تعالى و اوليايش فرمودهاند، شايد اين ايمان اجمالى هم براى ما فايده داشته باشد. گاهى هم ممكن است كه انكار بيجا و ردّ بيموقع و بدون علم و فهم براى ما ضررهاى خيلى زياد داشته باشد، و اين دنيا عالم التفات به آن ضررها نيست. مثلا تا شنيدى فلان حكيم يا فلان عارف يا فلان مرتاض چيزى گفت كه به سليقه شما درست در نمىآيد و با ذائقه شما گوارا نيست، حمل به باطل و خيال مكن. شايد آن مطلب منشأ داشته باشد از كتاب و سنت و عقل و شما به آن بر نخورده باشيد. چه فرق مىكند كه يك نفر فقيه يك فتوى بدهد، از باب ديات مثلا، كه شما كمتر ديدهايد. و شما بدون مراجعه به مدركش رد كنيد او را، يا آنكه يك نفر سالك الى اللّه يا عارف باللّه يك حرف بزند راجع به معارف الهيه يا راجع به احوال بهشت و جهنم، و شما بدون مراجعه به مدركش او را رد كنيد، سهل است. توهين كنيد يا جسارت نمائيد. ممكن است آن شخصى كه اهل آن وادى است و صاحب آن فن است يك مدركى از كتاب خدا داشته باشد، يا از اخبار ائمه هدى داشته باشد، و شما به آن بر نخورده باشيد، آن وقت شما ردّ خدا و رسول كرديد بدون عذر موجه. و معلوم است «به سليقه من درست نبود» يا «علم من به اين جا نرسيده بود» يا «از اهل منبر بر خلاف آن شنيدم» عذر نيست.