شرح چهل حديث( اربعين حديث) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١١١ - فصل در بعضى از مفاسد حسد است
است قابل زوال است، منتها به حسب اختلاف شدت و ضعف، زحمت تصفيه تفاوت مىكند. البته اول پيدايش صفتى در نفس با زحمت و رياضت كمى او را مىتوان ازاله كرد، مثل نهال نورسى كه ريشه ندوانيده باشد و متمكن در زمين نشده باشد، ولى بعد از آنكه آن صفت متمكن در نفس شد و از ملكات مستقره نفس گرديد، زوالش ممكن است ولى زحمتش زياد مىشود، مثل درختى كه كهنسال شده و ريشه كرده، زحمت كندنش زيادتر است. تو هر چه ديرتر در فكر قلع ريشههاى مفاسد روحى افتى، ناچار زحمت و رياضتت بيشتر گردد.
اى عزيز، اولا مگذار مفاسد اخلاقى يا عملى در مملكت ظاهر و باطنت وارد شود كه اين خيلى سهلتر است از آنكه بعد از ورود بخواهى اخراج آنها كنى، همان طور كه دشمن را اگر نگذارى وارد سر حد مملكت گردد يا وارد قلعه شود آسانتر است دفع آمدن تا بعد از وارد شدن و برج و بارو را گرفتن در صدد دفع و اخراج برآيى. و اگر وارد شد، هر چه ديرتر در صدد دفع برآيى زحمتت زياد مىشود و قوه داخلى رو به نقصان مىگذارد. شيخ جليل ما و عارف بزرگوار، آقاى شاهآبادى [١]، روحى فداه، فرمودند كه تا قواى جوانى و نشاط آن باقى است بهتر مىتوان قيام كرد در مقابل مفاسد اخلاقى و خوبتر مىتوان وظايف انسانيه را انجام داد. مگذاريد اين قوا از دست برود و روزگار پيرى پيش آيد كه موفق شدن در آن حال مشكل است. و بر فرض موفق شدن، زحمت اصلاح خيلى زياد است. پس، انسان عاقل كه تفكر كرد در مفاسد چيزى، اگر وارد در آن نيست، گرد آن نمىگردد و خود را آلوده نمىكند.
و اگر خداى نخواسته وارد شد، هر چه زودتر در صدد اصلاح بر مىآيد و نمىگذارد ريشه كند. و اگر خداى نخواسته ريشه كرد، با هر زحمت و مشقتى است ريشه او را مىكند كه مبادا به ثمره برزخى و آخرتى برسد و ميوه آن را بار دهد، كه اگر با آن خلق فاسد از اين عالم، كه نشئه تبدلات هيولانى و تغيرات مادى است، منتقل شد، قلع آن از دست خود او خارج مىشود و تا در آخرت يا برزخ يك خلق از اخلاق نفسانى بخواهد تبديل شود هيهات است! در حديث است از رسول اكرم، صلّى اللّه عليه و آله و سلم، كه هر يك از اهل بهشت و جهنّم مخلدند در آن به واسطه نيات خود [١].
نيّات فاسده، كه زاييده اخلاق رذيله است، ممكن نيست زائل شود مگر آنكه منشأ آن زائل گردد. در آن عالم ملكات به قدرى با شدت و قوّت ظهور مىكند كه زوال آن يا ممكن نيست- آن وقت انسان مخلد است در جهنم- و اگر با فشارها و سختيها و آتشها زائل شود، پس از قرنهاى ربوبى شايد زائل شود. پس، اى عاقل چيزى را كه
[١] امام صادق (ع) از پدرانش از امير المؤمنين (ع) روايت مىكند: كان رسول اللّه، صلّى اللّه عليه و آله، ذات يوم جالسا في مسجده إذ دخل عليه رجل من اليهود ... قال اليهودىّ: فإن كان ربّك لا يظلم فكيف يخلد في النّار ابد الابدين من لم يعصه الّا أيّاما معدودة؟ قال: يخلده على نيّته. فمن علم اللّه نيّته أنّه لو بقى في الدّنيا إلى انقضائها كان يعصى اللّه عزّ و جل، خلّده في ناره على نيّته، و نيّته في ذلك شرّ من عمله. و كذلك يخلد من يخلد فى الجنّة بأنّه ينوى أنه لو بقى في الدّنيا أيّامها لأطاع اللّه أبدا، و نيّته خير من عمله. فبالنّيات يخلد أهل الجنّة في الجنّة و أهل النّار في النّار. پيغمبر اكرم (ص) روزى در مسجد خود نشسته بود كه مردى يهودى بر او وارد شد ...
(سؤالهائى كرد، يكى از آنها اين بود كه) گفت: اگر پروردگار تو ستم نمىكند، پس چگونه كسى را كه جز چند روزى گناه نكرده است براى هميشه در آتش نگاه مىدارد؟ پيغمبر پاسخ داد: او را به واسطه نيتش در آتش نيتش إلى الابد در آتش مىدارد. و اين نيّت او از عملش بدتر است. و اينچنين است كه هر كسى كه در بهشت جاويدان جاى دارد بدين سبب است كه قصد دارد اگر هر روز بدنيا باقى ماند همواره فرمانبرى خدا را نمايد، و نيت او از عملش بهتر است. و به سبب نيتها اهل بهشت در بهشت، و اهل جهنم در آتش جاويدان مىمانند ...» التوحيد ص ٣٩٨ و ٣٩٩، «باب الاطفال»، حديث ١٤.
______________________________
[١] حديث ١، پاورقى ٥١.