مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٦ - تفاوت نهضتهای پیامبران و سایر نهضتها
حقت را از دیگران بگیر، آن کسی که تو را پایمال کرده است دهانش را با مشت خرد کن، چنین کن، چنان کن؛ و توانستند با این وسیله طبقهای را علیه طبقه دیگر برانگیزند.
در نهضت انبیا بدون شک این عنصر وجود دارد. مخصوصاً اگر ما به قرآن و منطق قرآن تکیه کنیم، میبینیم در قرآن این عنصر (یعنی عنصر احقاق حق، عنصر برانگیختن طبقه محروم و مظلوم و پایمال شده علیه طبقه ظالم، مترف و حق پایمال کن) وجود دارد، و قرآن با یک لحن و آهنگ شعارآمیزی هم این مطالب را بیان میکند که واقعاً احساسات طبقه مستضعف را برمیانگیزد:
وَ نُریدُ انْ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اسْتُضْعِفوا فِی الْارْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ ائِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ. وَ نُمَکنَ لَهُمْ فِی الْارْضِ وَ نُرِی فِرْعَوْنَ وَهامانَ وَ جُنودَهُما مِنْهُمْ ما کانوا یحْذَرونَ [١].
پس در این مطلب که در این حدود، انبیا هم از این عنصر استفاده کردهاند جای بحث نیست. ولی تفاوتی که در روش انبیا با این رهبران هست (و در نتیجه کاری که آنها یا پیروان مکتب آنها کردهاند کس دیگری نکرده) این است که انسان را علیه نفس خودش هم برانگیختهاند و فرد را علیه خودش برانگیختهاند، و این ریشهاش وجدان انسانی است که مستقل از منافع طبقاتی است. اگر انسان دارای چنین وجدان مستقل نمیبود، چنین موفقیتی برای انبیا محال بود. واقعاً این موفقیتی بوده، تاریخ نشان میدهد که چنین بوده، الآن هم نشان میدهد. مثلًا میگویند: ای بشر! تو چنین ثروتی را از راه درست به دست نیاوردی، از راه ظلم به دست آوردی، حق دیگران را پایمال کردی ... به گونهای که وجدان او را تحریک میکنند که خودش علیه خودش قیام کند، و چقدر افرادی مال و ثروت و هستی و منافع خودشان را به پای انبیا ریختند و به دست خودشان تحویل طبقه مظلوم دادند.
این داستان معروف است که شخصی از متمکنین و ثروتمندان در محضر حضرت رسول نشسته بود. فقیر ژنده پوشی وارد مجلس شد. جای خالی
[١] قصص/ ٥ و ٦