مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٦ - سخن علی الوردی
بشر، ضامن حفظ و بقای آن است و لهذا این همه جزر و مدها و این همه کهنه و نوهایی که در تاریخ پیدا شده، این کتاب خودش را حفظ کرده و جوانههای نو زده.
شما میبینید در فلان گوشه اروپا یا آفریقا باز فلان متفکر پیدا شد، راجع به قرآن چنین گفت، مسلمان شد، چنین شد، چنان شد. این نشان میدهد که یک جاذبه خاصی میان قرآن و روح بشر وجود دارد. تدریجاً هم پی در پی صید میکند. اگر یک عده به علل خاصی رابطهشان با آن قطع میشود، باز یک عده دیگر از جای دیگر کشیده میشوند.
- فرمودید: انسان جاه طلبی را برای خود جاه طلبی میخواهد. اتفاقاً انسان جاه طلبی و مقام را برای مزایا و عوارضش میخواهد. کجا هستند آنهایی که میگویید زاهد بودند و اعتقادی نداشتند و ریا کردند و همه عمر را به ناراحتی گذراندند؟ خیلی کم میبینید که کسی هیچ اعتقادی نداشته باشد، بعد برای مقامی که هیچ چیز ندارد فعالیت کند. اگر بداند که از پستی که به او میدهند هیچ استفادهای نمیتواند بکند، مسلّم دنبالش نمیرود. اگر افرادی مثل گاندی را میبینید، نمیتوانید بگویید که معنویت و اعتقادی ندارند. شما پیدا کنید کسی را که هیچ اعتقادی نداشت و بعد دنبال مقام رفت و هیچ سوء استفاده هم نکرد.
نهرو چگونه است؟ من گاندی را نمیگویم، نهرو را میگویم. آقای نهرو اگر دنبال کار دیگری میرفت بیشتر پول در میآورد یا [وقتی که] این پست را داشت؟ او مسلّم این پست را میخواست، به خاطر همین پست هم میخواست، چون به خدا که اعتقاد نداشت و برای آخرت کار نمیکرد.
یکی از این دو امر در کار است: یا واقعاً نهرو آدمی بود صلح خواه و انسان دوست و به خاطر یک عاطفه انسانی فعالیت میکرد، که خودش دلیل دیگری است بر رد نظریه مارکسیستها. (ما معتقدیم وجدان انسانی و عواطف عالی انسانی گاهی منهای جاه طلبی، منهای عامل جنسی، منهای اقتصاد فعالیت دارد.) و یا خواهان جاه و مقام بود؛ به عبارت دیگر برای نهرو یکی از این دو توجیه را باید کرد: یا عامل محرّک او فقط نیروی عاطفه انسانیاش بود، عصبیت بود، واقعاً آدمی