مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٩ - نیازهای ثابت و نیازهای متغیر
معلومات ریاضی به دست آورد تا بشود در دنیای امروز، اقتصادی را چرخاند.
بنابراین امروز انجام دادن آن واجب کفایی، مشروط به فرا گرفتن یک سلسله معلومات بسیار زیادی است. پس باید آن معلومات را به دست آورد.
مثال دیگر: قرآن میگوید: اعِدّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیلِ [١] در مقابل دشمن تا آخرین حد امکان نیرو تهیه کنید. زمانی بود که چهارتا آهنگر میتوانستند آن وسایل نیرو را با همان معلومات تجربی زمان خودشان تهیه کنند.
ولی یک زمان دیگر انجام این وظیفه معلومات بسیاری میخواهد، علمِ ساختن بمب اتمی هم لازم است. پس برای آنکه آن وظیفه انجام داده شود واجب است که این [مبحث] هم خوانده شود. [شاید بگویید] مگر پیامبر گفت: ایها النّاس! بروید اتم شناسی یاد بگیرید، تا ما امروز یاد بگیریم؟ میگوییم پیغمبر چنین چیزی نگفته، لازم هم نبوده بگوید ولی پیغمبر چیزی گفته که اگر بخواهیم به آن عمل کنیم باید این مقدمه را هم انجام بدهیم، چون روح این حکم آن است.
آنگاه فتواها فرق میکند. یک مجتهد وقتی که میخواهد فتوا بدهد که فلان علم واجب است، باید [درباره] علم زمان خودش فتوا بدهد و مجتهد دیگر هم [درباره] علم زمان خودش. از این نظر فتوای مجتهدها در هر زمانی تغییر میکند بدون آنکه در آن دستوری که روح اسلام است کوچکترین تغییری پیدا شده باشد، چون اینها- همان طوری که قبلًا عرض کردیم- به شکل اجرایی برمیگردد. شرط اصلی در همه اینها اجتهاد و استنباط صحیح، یعنی دخالت صحیح عقل است. علمای امّت- که در اسلام وظایف بسیار سنگینی به عهدهشان گذاشته شده- هستند که باید این پیچ و لولاها را گردش دهند و به حرکت درآورند. آنها هستند که باید بفهمند واجب کفایی در چیست، و آنها هستند که باید خصوصیات زمان خودشان را تشخیص دهند و بعد بگویند آن واجب کفایی اسلام در این زمان با این وسایل انجام میشود و در زمان دیگر با وسایل دیگر؛ اینها را به حسب زمانها تشخیص بدهند. پس معلوم میشود اجتهاد و عقل نقشی بسیار اساسی در این مسائل دارد.
مثال دیگر: اسلام راهی باز کرده است به نام باب «تزاحم». ریشهاش هم این است که احکام اسلام زمینی است؛ یعنی براساس یک سلسله مصالح است و حدود
[١] انفال/ ٦٠