مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٦ - طلاق قضایی
میآمدند نزد مرحوم میرزا شکایت میکردند. مرحوم میرزا افراد زیادی را مأمور کرده بود که بروید کاری کنید که آنها اصلاح کنند، ولی آخرش نشد. بر میرزا محرز شد که این شقاق و اختلاف دیگر قابل اصلاح نیست. روزی در حالی که میرزا آماده درس بود و شاگردها همه جمع شده بودند، یکمرتبه این زن آمد داد و فریاد کرد.
معلوم شد باز جنگی بینشان شروع شده. مرحوم میرزا همان جا به مرحوم آقای صدر- که اغلب به او میگفته بروید این کار را اصلاح کنید- گفت: آقا برو طلاقش را بده. مرحوم آقای صدر خیال کرد ایشان میخواهد بگوید برو شوهرش را راضی کن. گفت: آقا، من هرکاری میکنم راضی نمیشود. گفت: نمیخواهد، لزومی ندارد، برو من میگویم. رفت و طلاقش داد.
بنابراین تازه مسئله منتهی میشود به طلاق قضایی. ایشان بر این اساس ایراد گرفتهاند که پدر به حکم ولایتی که دارد هر جور دلش خواست یک کاری انجام میدهد، بعد ازدواج به هر صورتی که درآمد باید برای ابد باقی بماند و این کار ضد عقل و ضد منطق است. نه، ما [چیزی] به این صورت نداریم.
- قرار شد آقای کتیرایی مصادیق را بگویند که نگفتند.
سؤال: مالیات اسلامی زکات است و مواردش هم مشخص است که به قول یکی از رفقا: فقها اتل را ول کردند، شتر را گرفتند. آیا با توجه به پیشرفت زمان و علم و تکنیک و اقتصاد، درست است که زکات به همین صورت باقی بماند و تغییری در آن ایجاد نشود؟.
من چندین سال است که روی این موضوع فکر و کار کردهام. متأسفانه یادداشتهایم الآن در مشهد است.
شما هرچه که میتوانید، مثال پیدا کنید. این بحثهای کلی به جایی نمیرسد.
عمده، مثالهاست. این مثالی که جنابعالی گفتید مثال تازهای نیست. اینجا از نظر عقلی کمی نارسایی وجود دارد. شما میگویید: مالیات اسلام زکات است. اسلام گفته زکات. کجای اسلام گفته زکات مالیات است؟ شما چه میدانید که اسلام زکات را به عنوان مالیات وضع کرده است؟ بعد میگویید چون آن را به عنوان مالیات وضع کرده، چرا بر نُه چیز وضع کرده و مثلًا بر اتومبیل وضع نکرده است؟