مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٤ - بررسی
امروز در باب روانپزشکی دادهاند. آقای دکتر سامی حضور دارند و این مطلب را بهتر میدانند.
واقعاً بسیاری از چیزهایی که فساد اخلاق شمرده میشود، بیماری روانی است؛ یعنی از نظر علم، آنها را بیماری میشمارند. مثلًا ما در اخلاق میگوییم تواضع خلق خوبی است و تکبر خلق بد، تملق و چاپلوسی هم بد است. این چیست؟ آیا میشود گفت که تکبر فقط به خاطر اینکه به ضرر اجتماع است (بدون شک ضرر اجتماع هم در آن هست) بد است؟ و آیا فرق تکبر با تواضع فقط در این است که تکبر به زیان اجتماع است و تواضع به سود اجتماع؟ یا از نظر فردی و شخصی هم تواضع، سلامت است و تکبر، بیماری و انحراف و عقده؟.
[همینطور است] حسادت در مقابل سعه صدر و در مقابل بیحسی و بی غیرتی. انسان در مقابل خیری که به دیگران میرسد، سه جور عکس العمل میتواند داشته باشد: یک وقت هست که نسبت به دیگری حسد میورزد؛ یعنی از اینکه او دارد و خودش ندارد، ناراحت میشود و این ناراحتی در او به این صورت ظهور میکند که آرزوی سلب نعمت را از او میکند و در عمل هم فعالیت میکند که او نداشته باشد. این میشود «حسادت».
یک وقت هست که وقتی در دیگری نعمتی میبیند، آرزویش در خودش پیدا میشود ولی در این حد که غیرتش تحریک میشود که ما هم داشته باشیم، چرا او درسش اینقدر بالا میرود و من عقب بمانم؟ من هم درس بخوانم؛ بدون اینکه یک ذره آرزوی بدی او را داشته باشد. به این میگویند سعه صدر یا «غبطه». غبطه ممدوح است.
یک وقت هم یک حالت بیغیرتی در انسان هست. میبیند دیگری ترقی دارد، نه آرزوی نداشتن او را دارد و نه آرزوی اینکه خودش داشته باشد، اصلًا یک آدم بی حسی است: خوب دارند که دارند، به جهنم که داشته باشند؛ او درس خوانده من نخواندهام، خوب نخوانده باشم.
این مطلب قطع نظر از زیانی که دیگران میبینند، سه حالت مختلف در انسان است که یکی از آنها سلامت روان است؛ یعنی در آن حالت روان در مسیر خودش جریان دارد، و دو حالت دیگر حالتهای انحرافی روانی است. بی حسی، آفت و بیماری است. آرزوی سلب نعمت از دیگری هم بیماری روانی است.