مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٢ - بررسی
چون ملاک اخلاق، نفع رساندن به غیر است (البته مقصود از «غیر» فرد نیست، اجتماع است) و نفع رساندن به غیر همیشه در یک شکل (یعنی در یک نوع آدابی که ما داشته باشیم) نیست. معنایش این است که خیر و مصلحت اجتماع و آنچه که اجتماع بیشتر از آن سود میبرد، به چه وضع است؟ این است که با تغییراتی که در بنیادهای اجتماعی رخ میدهد، نفع اجتماع هم فرق میکند. مثلًا همینطور که گفتهاند اگر ما اخلاق در دوره صیادی، بعد دوره کشاورزی و بعد دوره صنعتی را در نظر بگیریم و بگوییم هدف اخلاق رساندن نفع به غیر (به جامعه) است، یعنی آنچه که مصلحت اجتماع اقتضا میکند، ممکن است مصلحت اجتماع در عصر صیادی یک خلق و خوی و یک تربیت را اقتضا کند و در دوره کشاورزی تربیت دیگری را.
مثلًا در دوره صیادی، بشر و جامعه بشری بیشتر نیاز به جنگجویی داشته است.
آنجا خلق و خو، خلق و خویی است که بیشتر بر محور شجاعت باشد. افرادی که از نظر شجاعت ارزش زیادی ندارند، کمتر میتوانند به اجتماع خدمت کنند و قهراً ارزششان هم باید پایین بیاید. بنابراین مثلًا زن که در آن عهدها کمتر میتواند به آن نیاز اصیل اجتماع که جنگجویی است خدمت کند، طبعاً باید حق و ارزش کمتری داشته باشد.
در دوره کشاورزی، اجتماع خانوادگی اصالت زیادتری پیدا میکند و زن نقش بیشتری در خانواده ایفا میکند. بسیاری از کارهایی که به حال خانواده مفید است، در داخل خانواده صورت میگیرد و زن در همان داخل خانواده آن کارها را انجام میدهد و نیازی به بیرون رفتن از خانه پیدا نمیکند. اینها هم مصلحت زندگی است.
پس در چنین مواقعی از یک طرف ممکن است ارزش زن بالا برود و از طرف دیگر ممکن است مسئله عفت و حریم میان زن و مرد، خُلق خوب شمرده شود چون واقعاً مصلحت این است که زنها هرچه بیشتر در خانه باشند و هرچه کمتر [با مردان بیگانه] تماس داشته باشند، و این برای تحکیم وضع خانواده- چه از جنبه اقتصادی و چه از جنبه عواطف- بهتر است.
ولی در دوره دیگر (یعنی دوره صنعتی) وضع خانواده متزلزل میشود. مرد مجبور است کارش را بیشتر در کارخانه انجام بدهد. بچهها و زنها را نیز به کارخانهها میکشانند و آن اصول درهم میریزد. در آن زندگی که بر محور دیگری میچرخد، بسیاری از مسائلی که قبلًا لازم بود دیگر لازم نخواهد بود.