مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٦ - آیات قرآن در این زمینه
مخصوص به خود دارد.].
این طبعاً لازمه آن حرف هم هست؛ یعنی اگر بنا شد که جامعه یک وحدت واقعی و یک شخصیت واقعی جدا از شخصیت فرد داشته باشد و خودش یک شخصیت باشد و جامعه صرف «مجموع» نباشد و غیر از روح فردی یک روح اجتماعی نیز بر انسانها حکومت کند، طبعاً باید آن هم یک کتابی داشته باشد و نمیتواند نداشته باشد.
آیه دیگر در سوره یونس است که میفرماید: وَ لِکلِّ امَّةٍ رَسولٌ فَاذا جاءَ رَسولُهُمْ قُضِی بَینَهُمْ بِالْقِسْطِ وَ هُمْ لا یظْلَمونَ [١] برای هر امتی یک پیامبری هست (نه اینکه در میان هر امتی شخص رسولی هست؛ نه، هر امتی رسولی دارند که یا آن رسول خودش در میان آن امت بوده یا پیامش به آنها ابلاغ شده، مثل ما که رسولمان پیغمبر اکرم است با اینکه خودشان در میان ما نیستند، پیامشان به ما ابلاغ شده) فَاذا جاءَ رَسولُهُمْ قُضِی بَینَهُمْ بِالْقِسْطِ وَ هُمْ لا یظْلَمونَ (اینجا میگویند یک نوع حذف و اضماری هست) پیغمبرشان میآید آنها را هدایت میکند، بعد بعضی مردم قبول میکنند و بعضی تکذیب میکنند، و بالاخره بحق در میان آنها حکم خواهد شد.
بعد میگوید: وَ یقولونَ مَتی هذَا الْوَعْدُ انْ کنْتُمْ صادِقینَ. پیغمبر اکرم به کفار قریش میفرمود: من پیامبری هستم در میان شما و اگر تکذیبم کنید، سنت الهی این است که هلاک بشوید؛ نه یک فرد، بلکه این جامعهای که نمیپذیرد هلاک شود. اینها به مسخره میگفتند: مَتی هذَا الْوَعْدُ انْ کنْتُمْ صادِقینَ حالا هلاک ما کی میخواهد عملی شود؟ قُلْ لا امْلِک لِنَفْسی ضَرّاً وَ لا نَفْعاً الّا ما شاءَ اللَّهُ بگو آنچه میگویم به دست من نیست، من نیستم که میخواهم شما را هلاک کنم، اراده فرد من نیست، من حتی مالک ضرر و نفع خودم جز اینکه خدا بخواهد نیستم؛ یعنی همه چیز به دست خداست. بعد سنت خدا را بیان میکند: لِکلِّ امَّةٍ اجَلٌ ولی بدانید که مشیة اللَّه چنین است که برای هر قومی پایانی هست، اجلی و عمری هست، اذا جاءَ اجَلُهُمْ فَلایسْتَأْخِرونَ ساعَةً وَ لا یسْتَقْدِمونَ [٢] آنگاه که پایان کارشان برسد، نه یک لحظه جلو میافتد نه یک لحظه عقب.
[١] یونس/ ٤٧[٢] یونس/ ٤٨ و ٤٩