مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٤ - مسئله « تبلیغ » در مارکسیسم
نیست، اصلًا تبلیغ نمیتواند رویش اثر بگذارد. حالا اینها چه جور توجیه میکنند، من نمیدانم. عبارتهایش را میخوانم:
معمولًا اینطور گفته میشود که مارکسیسم عبارت از یک فلسفه مادی است که منکر نقش افکار در تاریخ میباشد؛ یعنی عامل ایدئولوژی را انکار میکند و تنها به تأثیرات اقتصادی نظر دارد [١] البته کسی این حرف را نمیزند که مارکسیسم نقش افکار را بکلی منکر است؛ مارکسیسم میگوید افکار صددرصد تابع شرایط زندگی است، یعنی عامل دیگری در ساختن آن مؤثر نیست. این را باید جواب بدهید.
این گفتار خطاست. مارکسیسم از نقش مهمی که فکر، هنر و عقاید در زندگی بازی میکنند غافل نیست و برعکس اهمیت وافری به انواع ایدئولوژیها میدهد [٢]. عامل ایدئولوژی و شکل ایدئولوژی چیست؟ این قسمت از مارکسیسم که مورد مطالعه ماست، بیش از هر قسمتی بد فهمیده شده است. دلیلش هم این است که تا مدتهای مدید، مارکسیسم را فقط از لحاظ اقتصادی میآموختهاند. به این طریق نه تنها مارکسیسم را از شکل کلی خود جدا میکردهاند، بلکه اصول واقعی این فلسفه را نیز کنار میزدهاند زیرا چیزی که اجازه میدهد اقتصاد به صورت یک علم کامل درآید، ماتریالیسم تاریخی و انطباق آن با ماتریالیسم دیالکتیک است.
تعبیرات غلطی هم که از مارکسیسم شده است، به علت آن بوده که از نقش ایدئولوژیها در تاریخ و زندگی غفلت ورزیدهاند. جدا کردن ایدئولوژیها از مارکسیسم، به منزله تفکیک مارکسیسم از ماتریالیسم دیالکتیک است، یعنی تجزیه آن از اصول.
[١] همان مأخذ، ص ٢١٢[٢] توضیح نمیدهد که به چه شکل است.