مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٣ - مثال دیگر
دلیلش را ذکر نکرده، اگر ما دلیلش را هم به دست بیاوریم [و در رفعش بکوشیم، باز حکم حرمت به جای خود باقی است.] ایشان قبلًا در بحثشان گفتند که امروز معلوم شده منشأ حرمت گوشت خوک «تریشین» است که امروز آن را از بین میبرند، ولی در عین حال شما از هر فقیهی بپرسید گوشت خوک اصلاح شده حلال است یا نه؟ باز جرأت نمیکند بگوید حلال است.
خودشان جواب خودشان را دادهاند و ما عرض کردیم فرق است میان کشف قاطع عقل و علم، و کشف احتمالی. نه تنها از فقیه، از خود آقای مهندس کتیرایی هم اگر بپرسیم: آیا شما یقین دارید که تنها علت حرمت گوشت خوک همین است و هیچ علت دیگری ندارد یا نه؟ خواهند گفت: یقین نداریم ولی حدس میزنیم همین باشد. فقیه هم مثل ماست. اگر برای فقیه از هر راهی صددرصد محرز بشود که علت منحصر حرمت همین است، قطعاً فتوا به حلّیتش میدهد. اگر میبینید که فقیه فتوا نمیدهد، چون او هم مثل شما، اگر از او بپرسند میگوید: به گمانم همینطور باشد ولی یقین ندارم، چه میدانیم شاید صد سال دیگر علم آمد یک چیز دیگر هم کشف کرد، ما نمیتوانیم یقین پیدا کنیم. پس منشأش این است که عقل هنوز در کار خودش مردّد است و نتوانسته کشف کند که علت منحصر این است.
ما نمیتوانیم به فقهای امروز عیب بگیریم که شما میگویید عقل یک دلیل استنباط است پس چرا با کشفی که امروز شده، به حلّیت گوشت خوک فتوا نمیدهید؟ او هم میگوید: ما از خود عقل میپرسیم که جناب عقل! جناب علم! آیا تو دلیل قاطع داری که غیر از این چیز دیگری وجود ندارد و در آینده هم کشف نخواهد شد؟ یا میگویید ما این را فعلًا کشف کردهایم، شاید چیز دیگری هم باشد؟
بنابراین، اینجور چیزها نقضی بر بیانی که ما عرض کردیم نیست.
ظاهراً چنین چیزی در اسلام نیست که پدر بدون کسب موافقت دخترش او را به ازدواج کسی دربیاورد. میگویند دختری به حضرت پیغمبر شکایت کرد که پدرم بدون موافقت من میخواهد مرا به کسی بدهد. پیغمبر فرمود:
تو راضی هستی؟ گفت: نه. فرمود: برو، او بیخود میگوید.
دو مسئله است: یکی اینکه آیا پدر بر دختر کبیر ولایت دارد یا نه؟ بدون شک