مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤ - مقدمه اسلام و مقتضیات زمان
اعجاب جهانیان را برانگیخته است. تنها در زمان ما مسائل جدید رخ ننموده است؛ از آغاز طلوع اسلام تا قرن هفتم و هشتم که تمدن اسلامی در حال توسعه بود و هر روز مسائل جدید خلق میکرد، فقه اسلامی بدون استمداد از هیچ منبع دیگر وظیفه خطیر خویش را انجام داده است. در قرون اخیر بیتوجهی مسئولین امور اسلامی از یک طرف و دهشت زدگی در مقابل غرب از طرف دیگر، موجب شد که این توهّم پیش آید که قوانین اسلامی برای عصر جدید نارساست.
اما از ناحیه مقتضیات زمان: مغالطهای که از این ناحیه به کار رفته از آن جهت است که چنین فرض شده که خاصیت زمان این است که همه چیز حتی حقایق جهان را نیز فرسوده و کهنه نماید و حال آنکه آنچه در زمان کهنه و نو میشود ماده و ترکیبات مادی است. یک ساختمان، یک گیاه، یک حیوان، یک انسان محکوم به کهنگی و زوال است اما حقایق جهان ثابت و لایتغیر است. آیا جدول فیثاغورس به حکم اینکه بیش از دو هزارسال از عمرش میگذرد کهنه شده است؟ آیا گفته سعدی: «بنی آدم اعضای یک پیکرند» چون هفتصدسال از عمرش میگذرد منسوخ و غیرقابل عمل است؟ آیا به دلیل اینکه عدالت و مروّت و وفا و نیکی چندین هزارسال است که دهان به دهان میگردد مندرس شده است؟ بلکه گفتن اینکه جدول فیثاغورس عمر چند هزارساله دارد و گفته سعدی عمر هفتصدساله، غلط است. محتوای جدول فیثاغورس و شعر سعدی حقایقی ازلی و ابدی میباشند و آنان بازگوکننده آن حقایقاند و بس.
میگویند قوانین عصر برق و هواپیما و فضانورد نمیتواند عیناً همان قوانین عصر چراغ نفتی و اسب و قاطر و الاغ باشد. جواب این است که شک نیست که در عصر برق و هواپیما مسائل جدیدی رخ مینماید که باید پاسخ خودش را بازیابد، ولی هیچ ضرورتی ایجاب نمیکند که الزاماً چون برق بجای چراغ نفتی و هواپیما بجای الاغ آمده است باید مسائل حقوقی مربوط به اینها از قبیل خرید و فروش و غصب و ضمان و وکالت و رهن هم یکسره تغییر کند و یا چون