مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٢ - اخلاق یعنی ورزش و تقویت قوای روحی
پس اراده و اخلاق انسان باید آنقدر قوی و نیرومند باشد که بر طبیعت انسان غالب باشد، بر عادت انسان غالب باشد که هرکاری را که انسان میکند روی اراده باشد. حتی گویا فقها این را نقل میکنند (اخلاقیون هم گفتهاند) که اگر مستحبی را همیشه انجام میدادیم، مدتی آن را ترک کنیم بگذاریم از سرمان خارج بشود، بعد انجام بدهیم که از روی عادت انجام نداده باشیم بلکه از روی اراده انجام داده باشیم.
غرضم این جهت است که وقتی حقیقت اخلاق این باشد که هر صفتی از صفات انسان، هر نیرویی از نیروهای انسان حقی دارد که باید به آن داده شود و انسان وظیفهای در قبال آن دارد، وقتی معنای اخلاق این باشد که جنبههای انسانی وجود انسان مخصوصاً عقل و اراده را باید آنقدر تربیت کرد و به آن نیرو داد که سایر قوا تحت سیطرهاش باشد، دیگر نمیتوان گفت که اخلاق در زمانها و مکانهای مختلف فرق میکند، من باید یک جور اخلاق داشته باشم و شما جور دیگر، یک زمان یک جور اخلاق داشته باشم زمان دیگر جور دیگر.
اینها که فکر کردهاند اخلاق نسبی است، سقراطی فکر کردهاند. خیر، اولًا پایه اخلاق زشتی و زیبایی نیست. ثانیاً این مطلب که زشتی و زیبایی تغییرپذیر است یعنی در زمانها و مکانهای مختلف فرق میکند، هم درست است و هم درست نیست.
در این زمینه یک تحقیقی علامه طباطبایی دارد و نظر ایشان این است که اصول زیباییهای عقلی و اصول زشتیهای عقلی ثابت است، فروعش متغیر است. و من چون خسته شدهام دیگر نمیتوانم روی این موضوع بحث کنم و فقط دعا میکنم ...