مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣١ - اخلاق یعنی ورزش و تقویت قوای روحی
خوابش هم میآید و از خوابیدن لذت میبرد. در اینجا اگر اراده قوی و نیرومند باشد بر طبیعت غلبه میکند، فوراً از جا برمیخیزد و نماز میخواند. یا اگر احساس کرد که کم خوردن خوب است، وقتی سر سفره مینشیند، مقداری که میخورد میبیند باز هم اشتها دارد (مخصوصاً ما ایرانیها که به پرخوری عادت کردهایم، اتّساع معده داریم، همیشه بیش از اندازهای که احتیاج داریم غذا میخوریم)، احساس میکند که هنوز گرسنه است و باز هم میل دارد. عقل به او حکم میکند دیگر نخور، همین مقدار که خوردی کافی است. طبیعت میگوید بخور! اراده قوی است، نمیگذارد بخورد. یا در مورد عادتها، میفهمد که سیگار کشیدن برایش بد است، ضرر بدنی دارد، ضرر اخلاقی دارد، ضرر مالی دارد. اگر بااراده باشد تصمیم میگیرد که دیگر سیگار نکشد و نمیکشد، یعنی اراده بر عادت غلبه میکند. اما اگر اراده نداشته باشد، عادت غلبه میکند.
اخلاق معنایش این است که انسان اراده خودش را بر عادات، بر طبایع غلبه بدهد؛ یعنی اراده را تقویت کند به طوری که اراده بر آنها حاکم باشد. حتی اراده باید بر عادات خوب هم غالب باشد چون کار خوب، اگر کسی به آن عادت پیدا کرد خوب نیست. مثلًا ما باید نماز بخوانیم اما نباید نماز خواندن ما شکل عادت داشته باشد. از کجا بفهمیم که نماز خواندن ما عادت است یا نه؟ باید ببینیم آیا همه دستورات خدا را مثل نماز خواندن انجام میدهیم؟ اگر اینطور است، معلوم میشود که کار ما به خاطر امر خداست. اما اگر ربا را میخوریم، نماز را هم با نافله هایش میخوانیم، اگر خیانت به امانت مردم میکنیم ولی زیارت عاشورایمان هم ترک نمیشود، میفهمیم که اینها عبادت نیست، روی عادت است.
از امام روایت شده است: لاتَنْظُروا الی طولِ رُکوعِ الرَّجُلِ وَ سُجودِهِ [١] هیچ وقت به طول دادن رکوع و سجود شخص نگاه نکنید؛ یعنی رکوعهای طولانی و سجودهای طولانی شما را گول نزند، ممکن است این از روی عادت باشد و اگر ترک کند وحشت کند. اگر میخواهید بفهمید این شخص چگونه آدمی است، در راستیها و امانتها امتحانش کنید چون امین بودن عادت بردار نیست، راست گفتن عادت بردار نیست مانند نماز خواندن.
[١] اصول کافی، ج ٢/ ص ١٠٥