مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧١ - مسئله تشریح
عرض کردم. اسلام اولًا میگوید بدن مؤمن احترام دارد [١]. شما میگویید تشریح چیزی است که پیشرفت علم طب متوقف به آن است، شناختن بسیاری از امراض و معالجهها فرع بر این است که یک بدن تشریح بشود. میگوییم خود این موضوع (طب) هم از نظر اسلام جزء واجبات کفایی است. همانطور که تدفین یک میت از واجبات کفایی است، فرا گرفتن علم طب هم از واجبات کفایی است. باید در میان مردم افرادی باشند که متخصص علم طب باشند و هر عملی که کشف یک بیماری و یا یک دارو متوقف بر آن است، به حکم مقدمه عمل واجب، واجب میشود.
بنابراین از نظر اسلام، ما در اینجا دو واجب داریم. دانشجو باید بداند اگر مسلمان است، دارد یک واجب کفایی را انجام میدهد. یک وقت ممکن است با تشریح کردن بدن غیر مؤمن، منظور علم طب را عملی کرد. اینقدر اجنبی هست که آنها قانع میشوند که جنازهشان را در اختیار طب قرار بدهند. در این صورت بروید از بدن غیر مسلمانها- که درباره آنها این اشکال وجود ندارد- بیاورید تشریح کنید و حاجت علم طب را برآورید. اگر بگویند خیر، آنها بدنهایشان را در اختیار ما نمیگذارند یا واقعاً در دسترس ندارند، میگوییم از نظر اسلام آیا پیشرفت علم طب مهمتر است یا احترام بدن مؤمن؟ میگوییم البته پیشرفت علم طب مهمتر است.
آنوقت باید این کوچکتر را فدای بزرگتر کرد. البته در اینجا یک ریزه کاریهایی هست که یک نفر مجتهد میتواند آنها را بررسی کند.
از یکی از علمای معاصر این سؤال را کرده بودند. اینطور جواب داده بود: اگر ما فرض کنیم بدن غیرمسلمان به قدر کافی در دسترس نیست و هرچه هست بدن مسلمان است، در اینجا باز میان بدنهای مسلمان فرق میکند. یک وقت هست یک مسلمانی شخصیتش جزء شعارهای دینی است، بدن او احترام بیشتری دارد، همان طوری که زندههای مسلمانان همه یک احترام ندارند. آیا احترام آیت اللَّه بروجردی مساوی بود با احترام یک مسلمان عادی؟ نه، بی احترامی به آن مرد بی احترامی به عموم مسلمین است چون او رئیس مسلمین است، سمبل مسلمین است. مسلماً بدن او هم احترام بیشتری دارد. اگر فرض کنیم هزارها بدن مسلمان
[١] البته هر بدنی را باید دفن کرد ولو بدن کافر باشد. اگرچه بدن کافر غسل و این تجهیزات را ندارد ولی باید آن را دفن کرد، نباید لاشهاش را رها کرد.