فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦١ - عامل جغرافیا و حرکت تاریخ
سرد چون سنگینتر است پایین میآید، تحرکی ایجاد میشود و از اینجا باد پیدا میشود و باد همراه خود خیر و برکتهایی میآورد مثلًا تخمهایی را از جایی به جایی پخش میکند، ابرها را حرکت میدهد و کارهای دیگر.
ممکن است کسی بگوید اصلًا اختلاف مناطق جغرافیایی سبب تحرک تاریخ است- که نظر ابن خلدون تقریباً چنین نظری است- منطقههای سرد افراد قوی به وجود میآورد و منطقههای گرم افراد ضعیف و سست و تنبل، و همیشه حرکت از ناحیه مناطق شمالی پدید میآید (چون اغلب، زندگی در نیمکره شمالی است) و بعد میآید تا حدود خط استوا. همیشه حرکتها از مناطق شمالی و سرد که افراد قوی به وجود میآورد پیدا میشود ولی به سوی مناطق استوایی و جنوبی؛ یعنی در واقع اگر مناطق جنوبی نبود نیز تحرکی نبود، مثل همان هوای سرد و گرم و پدید آمدن باد.
و به قول اینها (البته نقض هم دارد) حرکتهای بزرگ تاریخ همیشه هجومهایی بوده که اقوام شمالی به سوی اقوام جنوبی بردهاند. در اثر آب و هوا تضاد به وجود میآید، مردمی به دو گونه مختلف پدید میآیند، از آن طرف مردم قوی و از این طرف مردم ضعیف. چون تضاد به وجود میآید
حرکت پیدا میشود، حرکت که پیدا شد تمدنها تغییر میکند، محصولی از جایی به جایی میرود، از آنجا به جای دیگر میرود و اینجور حرفها. بنابراین باید اینها را از یکدیگر تفکیک کرد.
در ایران این مَثَل را از قدیم میگفتند (چون امثال، هرکدام جزئی از حقیقت در آن هست منتها تمام حقیقت نیست)، مقایسه میکردند میان یزدیها و شمالیها، میگفتند مردم شمال به دلیل اینکه وسایل برایشان بیشتر فراهم است- گذشته از اینکه منطقه شمال منطقه مرطوبی است و خود رطوبت اندکی سستی ایجاد میکند- احتیاجشان به تلاش، کم است ولی منطقه یزد یک منطقه بی آب و علف است و از حوایج زندگی دور است؛ نیاز به تلاش در آنجا بیشتر است و شاید هیچ منطقهای در ایران از این جهت مثل یزد نباشد، و به این دلیل است که مردم یزد نه تنها از مردم شمال بلکه از همه مردم دیگر سایر مناطق ایران فعالتر و کاریتر و بلکه باهوشتر هستند، چون تلاش قهراً هوش و تجربه را نیز زیاد میکند و این تأثیر منطقه است، یعنی منطقه اینطور اثر میگذارد که همان احتیاجی که مردم یزد بیشتر دارند به اینکه