فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠ - عامل جغرافیا و حرکت تاریخ
مزاجهای معتدلتر به وجود میآید [١] و روی حسابهایی که پیش خودشان داشتند [٢] معتقد بودند که در مناطق معتدل ترکیبات مادی و بدنی و به قول آنها مزاجهای معتدلتر به وجود میآید و مزاجهای معتدلتر روحهای لطیفتر و قویتر به وجود میآورد. این غیر از آن نظریه است که مردم برخی مناطق به دلیل اینکه مواد، صد درصد در اختیارشان نیست و صد درصد هم از اختیارشان خارج نیست و زندگی آنها محصول کار و ماده است ترقی میکنند، بلکه مقصود این است که اساساً منطقههای مختلف انسانهای مختلف میآفریند. انسانهایی که در مناطقی زندگی میکنند که در واقع آن مناطق منطقه زندگی نیست (مثل آدمهایی که در تنور زندگی میکنند، در جایی زندگی میکنند که جای زندگی نیست) ساختمان بدنی آنها قهراً به گونهای میشود که بتواند با آنجا سازگار درآید و بنیههای این انسانها از اعتدال خارج است. آنهایی که در مناطق خیلی گرم زندگی میکنند و آنهایی که در مناطق خیلی سرد هستند بنیه هایشان از اعتدال کامل خارج است؛ مردم مناطق حد وسط از بنیههای معتدل برخوردارند و بنابراین مردم این مناطق هستند که تمدن ساز و فرهنگ سازند به دلیل اینکه ساختمان بدنیشان متفاوت است. این یک نظریه دیگر و غیر از آن نظریه است.
بعلاوه، نظریه در باب آب و هوا و منطقه را دو جور میشود تصویر کرد (کما اینکه در باب نژاد هم همین حرف هست): یکی اینکه اختلاف مناطق سبب تحرک شده ولی این حرکت از مناطق مخصوصی شروع میشود، اما باز هم تمدن را در واقع هر دو منطقه به وجود آوردهگو اینکه از یک منطقه شروع شده است، نظیر حرکت هوا که ما اسمش را «باد» میگذاریم. اگر همه هوای جوّ به یک درجه سرد و یا گرم باشد هیچ وقت هوا تحرک پیدا نمیکند، همیشه ساکن و راکد است و قهراً اگر عفونتی یا بوی خوشی در فضا پخش شود هیچ وقت از آنجا جدا نخواهد شد و هوا عوض نمیشود. ولی اگر اختلاف پیدا شود، به علل خاصی جوّ در یک جا گرمتر و در جای دیگر سردتر شود، هوای گرم به دلیل اینکه سبکتر است بالا میرود و هوای
[١] مقصود از «مزاج» همان ترکیب بدنی است.[٢] اینها یک نظریهای دارند و معتقدند که ماده هر مقدار که اعتدالش دقیقتر باشد- به قول خود آنها- صورتهای کاملتری پیدا میکند.