فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٢ - آیا همه جنگها ریشه اقتصادی دارند؟
حرفهای خودم مطامعی دارم. اینها [در پاسخ به این اشکال] چه میگویند؟
- آیا نمیگویند مطامع اقتصادی برای خود آنهاست نه برای ما؟
استاد: «برای آنها باشد نه برای ما» یعنی از نظر من جنبه اخلاقی دارد. وقتی که من ایثار میکنم و به دیگری میدهم، برای او جنبه اقتصادی دارد ولی برای من جنبه اخلاقی دارد. من از خود میبُرم و به او میدهم. در حالی که این فلسفه میگوید اصلًا این حرف معنی ندارد.
- به همین جهت چون ایمان به فلسفهشان دارند میروند سراغ کارگرها و طبقه دهقان که از این رشد محرومند یعنی واقعاً تحمیق میشوند.
استاد: تعجب این است که طبقه به اصطلاح روشنفکر یا باید گفت نیمه روشنفکر یعنی طبقه دانشجو [فریب شعارهای اینها را میخورند!] این یک حقیقتی است. مولوی شعرهایی دارد راجع به «نیمها» که من خیلی اوقات فکر کردهام مقالهای تحت عنوان «نیمها» بنویسم که خیلی چیزها وجود ناقصش خطرش بیشتر از عدم محض است. میگویند غزالی راجع به علم این حرف را زده و گفته است: «هر چیزی وجود ناقصش به از عدم محض است مگر علم که وجود ناقصش بدتر از عدم محض است» و ریشه این حرف معلوم است. آدمی که هیچ عالم نیست، چون میداند عالم نیست لااقل در مقابل عالم تسلیم است. مثل کسی که طبیب نیست و میداند که طبیب نیست، دیگر لااقل در مقابل طبیب تسلیم است و در نتیجه از وجود طبیب بهره میبرد. ولی نیمچه طبیب چون خودش را طبیب میداند تسلیم یک طبیب نیست، میخواهد از همان علم ناقصش استفاده کند، در نتیجه به جای سود زیان میبرد. از همین جا بروید سراغ نیمچه مجتهدها و نیم روشنفکرها و نیمهای دیگر، اینهایی که یک چیزکی میدانند. گفت:
قُلْ لِلَّذی یدَّعی فِی الْعِلْمِ فَلْسَفَةً | حَفِظْتَ شَیئاً وَ غابَتْ عَنْک اشْیاءُ | |