فلسفۀ تاریخ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٠ - آیا همه جنگها ریشه اقتصادی دارند؟
- ... میگوید: «افراد ممکن است برای انگیزههای غیر اقتصادی کار کنند مثلًا خود را برای فرزندانشان یا دوستانشان و یا خدایانشان فدا کنند، اما این قهرمانیها و حماقتهای پراکنده در تعیین سقوط و یا اعتلای اقوام اهمیتی ندارد.»
استاد: بنابراین اگر کسی برای فرزندش فداکاری کند حماقت است، و به طریق اولی اگر برای بیگانه فداکاری کند حماقت است. پس بهطور کلی فداکاریها حماقت است. فداکاری که نمیتواند علل اقتصادی داشته باشد؛ یعنی شخص فداکاری کند که بعد به یک هدف اقتصادی برسد؟! اینطور که نیست. طبق این منطق هرکس که فداکاری میکند حماقت میکند.
- الآن خودشان در آنگولا دارند حماقت میکنند.
استاد: بله. البته میگوید از نظر رؤسا همینطور هم هست. آن رؤسا یک عده احمق را به کار واداشتهاند و آنها استفادهاش را میبرند. اصلًا توجیه این فلسفه این است که این کار حماقت است.
- ... میگوید: در کمین هر حادثه بزرگی عوامل اقتصادی نشسته است ... و آنجا که لینکلن بردهها را آزاد ساخت اقدام جنگی بود برای ضعیف ساختن جنوب ...
استاد: این منطق همان منطق گربه میشود. خلاصه مطلب این میشود که همه انسانها مثل گربهها هستند. همان طوری که هیچ گربهای محض رضای خدا موش نمیگیرد، انسانها هم [به خاطر نوع دوستی و اخلاق کاری انجام نمیدهند.] قصه، قصه گربه است و موش گرفتن. در زیر هر جریان که اسمش را جریان انسانی میگذاریم یک مسئله موش گرفتنی در کار است.