مستدرك سفينة البحار - النمازي، الشيخ علي - الصفحة ٢٠٩
فصد: ذكر العروق التي تفصد: قيفال، اكحل، باسليق، حبل الذراع، اسيلم، ابطى، صافن، عرق النساء، مابض، (كذا في النسخة، والأظهر " نابض " بالنون يعني العصب)، وچهار رگ: " قيفال " را سر ورو گويند، ووى برابر ابهام يعنى سرانگشت وعلتهاى سر و رو را نافع. " أكحل " را هفت اندام ونهر البدن گويند، ووى برابر سبابه واقع است و علتهاى جمله بدن را مفيد باشد. " باسليق " برابر انگشت وسطى است وعلتهاى فروتر از گردن را كه تنوره ء بدن گويند سودمند وأمراض بطن را مفيد، وبدانند كه زير اين شريان است و جهيدنش محسوس مى شود، به احتياط بايد گشود تا نيش نيشتر به شريان نرسد. " حبل الذراع " در بعضى دستها با رگ با سليق آميخته گفته اند، منفعت وى چون منفعت قيفال است، اما به قياس وتجربه نفع آنرا به نفع با سليق قريب يافته. " ابطى " برابر خنصر است وآنرا اسيلم نيز گويند بر وزن افعيل، ووى علتهاى احشاء وأمراض سفلى را نافع واسيلم تصغير اسلم است، واز ابطى متصل، گويا شعبه آن است، وآنرا ما بين خنصر وبنصر ميزنند، وبعد گشادن دست در آب گرم ميگذارند از دست راست امراض واز دست چپ امراض طحال ودل را نافع است وشش را از هر دو طرف كه باشد وچون از اين رگ خون از جگر ودل بيشتر مى آيد منع كرده اند كه خون بيشتر نبايد گرفت. " صافن " بر شتالنك واقع است برابر انگشت حيض را بگشايد وجراحت و خارش ران وخصيه وقضيب را سود دهد وماده را از سر فرود آورد. " مابض " زير زانو است ونافع تر از صافن است ودرد احشاء وپشت را مفيد ودرد مقعد وبواسير ورحم را نافع. " عرق النساء " رگى است گره دار كه از بستن پاى معلوم مى شود اگر بر