نشست علمى - مركز فقهى ائمه اطهار(ع) - الصفحة ١١٧
اگر ميداشت بايد ميگفت: لا تُصَلِّ فى وَبَر ما لا يُؤكَلُ لَحمُه بايد ميگفت لا تصل فى المكان الغصبى! اطلاق نفى ميكند. ميگويد شارع گفت: لا تُصلِّ فى وَبَر ما لا يؤكَلُ لَحمُه پس تقييد مىشود اطلاق اما نگفت كه لا تصل فى المكان الغصبى، تَحَفُّظ به اطلاق مى كنيم.
بين اين مثالها ما جدايى بيندازيم همه را يك كاسه نكنيم، اگر اينطور شد اين ما خصوصيت مثالش را مى زنيم شما كه بحث بعدى تان مترتب بر همين است، اين امثله كه مى فرماييد مثل احِلَّت لَكُم بَهِيمَهُ الانعام اينها در مقام بيان نيست از اين جهت مشكله ى ما اطلاق ندارد مال يكى از دو چيز است يا اين است كه در مقام بيان نيست، از اين جهت يا مال اين است كه شرط اطلاق را ندارد، فرض كنيد على قول به صحيحى كه قائل شديد صلات وضع شده است براى صحيح از عبادت اگر اينطور قايل شديد در اينجا مى توانيد تمسك به اطلاق كنيد، (اطلاق لفظى اش را مى گويم نه اصل عملى) چرا اطلاق لفظى را نمى توانيد تمسك بكنيد! تمسك لفظى اين است كه شرط اطلاق باشد، مهمترين شرط اطلاق اين است كه مَقسمى داشته باشد در اينجا يك كلى داشته باشيم كه مَقسم بالقسمين و اين در كلام آمده باشد و مَحطّ حكم قرار گرفته باشد بعد از اين مى گوييم متكلم در مقام بيان باشد، قرينه نياورده باشد اين مقسم را ما مى خواهيم يعنى يك رجلى بايد بيايد اين منقسم بشود به عالم و غير عالم گاهى مقسم نداريد مثل همين