نشست علمى - مركز فقهى ائمه اطهار(ع) - الصفحة ٩٥
زايدى ندارد همه موضوع و همه متعلّق همين است، در نتيجه در مجمع كه ما نگاه مى كنيم الان دو حكم در اينجا جمع شده است، اين حكم آمده به همين مجمع از حيث عنوان صلاتيت آن هم رفته با همين مجمع از حيث عنوان غصبيت، اين دو عنوان اينجا هستند.
سؤال ما اين است كه آيا از جهت باعثيت و زاجريت رسيده به آن حدى كه بتواند منبعث از عدم امكان، نمى گوييم فعليت، امكان باعثيت و زاجريت را داشته باشد يا نرسيده! چه حرف مرحوم آخوند را بزنيم مراتب اربعه درست كنيم يا مراتب خمسه طبق آنچه كه ايشان در بحث حكم ظاهرى و واقعى مطرح مى كند و فعليت ناقصه را هم اضافه مى كند، يا سخن شيخ محمد حسين اصفهانى را بگيريم كه ايشان فعليت حكم را به وصول مى دانند، يا حرف مرحوم نائينى را بزنيم كه فعليت حكم را به فعليت موضوع مىبيند، اما اين فعليت موضوع را در خيارات به مناسبتى مطرح كرده است و مرحوم ميرزا هم از او گرفته است شما هر مبنايى كه بخواهيد در فعليت بگيريد بايد اين را قبول كنيد كه حكم فعلى به اين حد بايد برسد كه امكان باعثيت و زاجريت به شكلى كه هيچ حالت منتظرى نداشته باشد غير از ارتفاع موانع و يا اگر موانع عبوديت منتفى باشد، اين حكم تأثيرش جزمى است منفعل و منبعث و منزجر مى كند، اگر تا اينجا رسيده اند اين حرف را هم قبول دارند يعنى خود اينها محل اجتماع امر و نهى را