نشست علمى - مركز فقهى ائمه اطهار(ع) - الصفحة ١٢٧
چيزهايى كه بنا بوده بيان كنند اما بيان نكرده است، ملاكاتى كه بنا بود بيان كند براى ما، مخصوصاً در احكام تعبديه كه ما مىخواهيم بگوييم چون اين نسبت به اين جهت، اين ملاك اينجا هم هست. اين بحث در ملاكات نمىآيد.
شما مىخواهيد اين ثمره را قرار بدهيد براى بحث، ثمره حيثى بودن اين حكم اقتضائى بودنش را اين قرار داديد كه مسئله اجتماع امر و نهى حل مىشود و جوازى مىشود در آنجا. عرض مىكنم كه ما دو چيز داريم، اين فقط عدم سرايت حكم از ملازم به ملازم را درست مىكند، اگر نظرتان به اين مقدار است ما با شما متفق هستيم، اما اين معنايش آن ثمره بار نمىشود، ثمره بايد مطلب دوم را درست كنيم تا بار بشود.
اگر سرايت كرد معنون، جمع شد وجوب و حرمت در يك جا. اگر بنا باشد اينجا جمع شد وجوب و حرمت در يك جا يعنى از عنوان ... ضرر نمىزند معنايش اين است كه ثمره باز مترتب مىشود، ضرر نمىزند. در حالتى كه اگر سرايت كند دو تا حكم از عنوان به معنون، يعنى وجوب و حرمت در يك جا جمع شد. معقول است كه يك شيئى هم محبوب باشد و هم مبغوض باشد؟ شما اين را جواب بدهيد. پس ثمره مترتب نشد.
استاد قائنى
شما كدام فقيهى را پيدا مىكنيد نسبت به ادله مباحات بگويند كه رخصت فعلى است، وقتى كه مىگويد مثلًا احلت لكم بهيمه