فرهنگ اصطلاحات منطقى - خوانساری، محمد - الصفحة ٢٥٧ - معرّف
دانستهاند كه معرّف را تنها از بعضى امور مغاير ممتاز سازد. و بعضى ديگر برآنند كه رسم ناقص آن است كه در آن تنها به ذكر عرضيّات اكتفا شود.
*** در بين رسمها بعضى جيّد و نيكو است. و آن در صورتى است كه مساوى با مرسوم و أبين (- أجلى) از آن باشد. و بعضى رسوم ناپسند است و آن در صورتى است كه مساوى يا أبين نباشد.
*** گاه چند امر عرضى هيچ يك مساوى معرّف نيست، امّا مجموع آنها مساوى معرّف است و در اين صورت از جمله رسوم شمرده مىشود. و آن را خاصّه مركبه مىنامند. مانند «طائر ولود» (پرنده بچهزا) در تعريف خفّاش. زيرا در هوا پرواز كردن اختصاص به خفّاش ندارد. و نيز بچه زائيدن يا پستاندار بودن نيز اختصاصى آن نيست. امّا مجموع آن دو مساوى خفّاش و با آن قابل انعكاس است.
و در هيچ حيوان ديگر اين دو وصف با هم مجتمع نيست.
*** بايد توجه داشت كه «ما لم يكن للشّىء تركيب فى حقيقته لم يدلّ عليها بقول» (اشارات، ص ٩٨). يعنى مادام كه در حقيقت شىء تركيب نباشد، با قولى [كه حدّ باشد] بر آن دلالت نتوان كرد. يعنى بسائط (مانند مقولات عشر كه مركب از جنس و فصل نيستند) قابل تحديد به حدّ تام نيستند، هرچند با ايراد رسم مىتوان بدانها رهنمون شد. و آنها را بوسيله رسم معلوم ساخت. و اين رسم در برخى موارد براى افاده تصوّر مطلوب دست كمى از حدّ ندارد (شرح اشارات، ص ٩٨). و اين در صورتى است كه مشتمل بر لوازمى باشد كه مقتضى انتقال ذهن از آن لوازم به ملزوم آنچنانكه هست باشد. اينگونه قول شارح در افاده غرض قائممقام حدّ خواهد بود.
(شرح اشارات، ص ٩٨).
*** خواجه در اساس الاقتباس (ص ٣٤٠ ببعد) در باب اقسام تعريف و ارزشيابى انواع آن بيانى قابل توجه دارد كه ملخّص آن چنين است:
تصوّر اشياء يا تصوّر تامّ و كامل است بنحوى كه آن صورت ذهنى كاملا مطابق شىء خارجى باشد، بدون هيچگونه تفاوت. يا تصوّرى غير تامّ بر وجهى كه آن صورت ذهنى نزديك بصورت خارجى يا شبيه آن باشد، و يا تصوّرى است بكلّ فاسد و غير مطابق.
قسم اوّل يعنى تصور تامّ يك نوع بيشتر