فرهنگ اصطلاحات منطقى - خوانساری، محمد - الصفحة ٢٧٣ - منطق
ملكه شود صناعت منطق خوانند» (درّة، ص ٥).
ممتنع
آنچه وجود يافتنش محال است، و عدمش ضرورى. مانند اجتماع نقيضين، و ارتفاع نقيضين، و اجتماع ضدين.
(- محال، مستحيل، ضرورىّ العدم)
ممتنع الزّوال
آنچه زايل شدنش محال باشد. مثلا سه زاويه داشتن براى مثلث، و فرديت براى پنج، ممتنع الزوال هستند. يعنى مادام كه آن ماهيت موجود باشد، اين وصف هم با آن وجود دارد (- ممتنع الانفكاك، لازم) (-/ مفارق، ممكن الزّوال).
منتج
قياسى كه نتيجه دهنده باشد و آن در صورتى است كه شرايط انتاج در آن رعايت شده باشد. (-/ عقيم).
منتشره مطلقه
(- ضروريه منتشره مطلقه، ص ١٧٤ و ١٨٤).
منطق
ابن سينا در منطق اشارات نخست براى آماده ساختن ذهن خواننده و به عنوان تمهيد مقدّمه (نه به عنوان تعريف)، منطق را چنين توصيف مىكند كه: «المراد من المنطق أن يكون عند الانسان آلة قانونيّة تعصم مراعاتها عن أن يضلّ فى فكره» (اشارات، ص ٨ و ٩). يعنى مقصود از منطق اين است كه افزارى قانونى در اختيار انسان باشد، كه بكار انداختن آن افزار آدمى را از گمراهى و بيراهه رفتن در فكر مصون دارد.
مير سيّد شريف جرجانى در تعريفات خود همين تعبير را با اين عبارت بسيار مشهور تلخيص مىكند كه: «ألمنطق آلة قانونيّة تعصم مراعاتها الذّهن عن الخطأ فى الفكر».
مقصود ابن سينا از تعبير مذكور، تعريف منطق نبوده است. امّا همين تعبير را بعنوان تعريف رسمى تلقى كردهاند.
بهمين سبب خواجه در شرح آن مىگويد:
«آلت قانونى» عرض عامّ منطق است [چون شامل آلتهاى قانونى ديگر نيز مىشود] و در اينجا در موضع جنس نهاده شده است.
و شيخ در اين تعريف بين دو چيز جمع كرده است: يكى بيان ماهيّت منطق و ديگر بيان لمّيّت (چرائى) آن [و بعبارت ديگر بين بيان ماهيّت منطق و بيان غايت منطق] و