فرهنگ اصطلاحات منطقى - خوانساری، محمد - الصفحة ٥٥ - تخييل
تحقّق
وجود يافتن، وجود داشتن.
«پس ممتنع باشد تحقّق انسان بىآنكه حيوان بر او محمول باشد» (درّة التاج، ٥٦). «و عارض بودن چيزى چيزى را بعد از تحقّق ماهيت آن چيز بود» (اساس، ٣٨).
تحقيق
صدق و حقيقت قضيهاى را با برهان معلوم داشتن.
«و تخييل مطلوب است در شعريّات، و ترجيح در خطابيّات، و ترويج در مغالطات، و تسليم در جدليات، و تحقيق در برهانيات» (اساس، ٣٤٩). «و فوائد حجج جدلى الزام مبطلين است و ذبّ از اوضاع. پس مقابله فاسدى به فاسدى كنند، تا شروع نكنند با هرمخاصمى در اسلوب تحقيق و اقناع اهل تحصيل از عوام و متعلمان كه قاصر باشند از برهانيات» (درّة التاج، ١٥٧). «و چون غرض از اين صناعت اقناع است، نه تحقيق مطلق و الزام صرف، هرچه افادت كند خواه داخلى و خواه خارجى در صناعت معتبر باشد.» (اساس، ٥٣٣).
تحليل
تجزيه كردن و به اجزاء و عناصر ساده اصلى بازگرداندن. (-/ تركيب)
«و اما تحليل تكثير است از زير به بالا، چون تقسيم قياس به اجزاء اولى او كه قضايااند، و تقسيم قضايا به حملى و شرطى، و تقسيم هر يك به اجزاء ايشان» (درّة التاج، ١٨٠). «... و بعد از آن طلب ذاتيات او كنند بطريق تحليل و قسمت و امثال آن، تا از آن تركيب حدّ كنند» (اساس، ص ٤٢٥).
تحليل قياس
تحليل قياس اين است كه از نتيجه به مقدمات برويم، و سپس ببينيم آن مقدمات خود از چه نتيجه شده است. و اين سير را همچنان ادامه دهيم تا به مبادى و اوليات برسيم» (نجات، ص ٥٣).
تخييل
ايجاد خيال كردن، خيالى را در ذهن كسى برانگيختن، برانگيختن خيال، و آن هدف صناعت شعر است.
«و تخييل مطلوب است در شعريات، و ترجيح در خطابيات ...» (اساس، ٣٤٩).
«مخيّلات و آن قضايائى بود كه تصديق نيفكند و ليكن تخييل افكند، و در نفس