فرهنگ اصطلاحات منطقى - خوانساری، محمد - الصفحة ١٩٨ - قول شارح
سالبه).
قول
لفظى كه از چند لفظ مفرد تشكيل يافته باشد. مانند «مرد دانا»، و «دانا توانا است».
قول اعمّ از اين است كه داراى تأليف تقييدى باشد (مانند مضاف و مضاف اليه، و صفت و موصوف) يا تأليف خبرى يا تأليف انشائى. (- لفظ مؤلّف، لفظ مركّب).
«لفظ مؤلف را قول خوانند. و آن را اصناف بسيار بود، مانند مؤلّف به تأليف تقييدى و مؤلّف به تأليف خبرى. و همچنين استفهام و تعجب و ندا و قسم و تمنى و امر و نهى و دعا و غير آن از اقوال كه در محاورات بكار دارند. و دو صنف از آن در علوم مستعمل باشد: يكى را قول شارح خوانند و در قسم تصورات افتد، و ديگر را قول جازم كه در قسم تصديقات افتد» (اساس، ص ١٦). «و لفظ مؤلّف آن بود كه جزوى از او بر جزوى از معنى او دلالت كند، مانند هذا الانسان كه دال است بر اين مردم. چه لفظ هذا دال بر اين باشد كه اسم اشارت است. و انسان بر مردم. و اين را قول نيز خوانند» (اساس، ص ١٤).
قول باطن
سخن درونى بدون اينكه با الفاظ مسموع بيان شود. (- قول داخل) (-/ قول ظاهر، قول خارج).
قول جازم
(- قضيه، ص ١٨٥).
«قول جازم مشتمل بود بر اخبار امرى به اثبات يا به نفى. و خاصيت خبر آن است كه قابل تصديق و تكذيب باشد» (اساس، ص ٦٤).
قول خارج
قولى كه با الفاظ مسموع بيان شود (- قول ظاهر) (-/ قول داخل، قول باطن).
قول شارح
(- تعريف، معرف، ص ٢٥١).
«و قولى كه موصل باشد به تصور مجهول آن را قول شارح خوانند» (درّة، ص ٨١).
«و از جمله اين تأليفها آنچه به علوم خاصتر است دو صنف است: تقييدى كه اقوال شارحه از آن صنف باشد، و خبرى كه اقوال جازمه از آن صنف باشد. و اقوال شارحه خاص است به طرق اكتساب تصورات، و اقوال جازمه به طرق اكتساب تصديقات» (اساس، ص ٦٤).